damla
این روزها , برای نوشتن تا دلت بخواهد حرف هست تا دلت هم بخواهد , تنبلی هست وقت هم که نیست من می مانم و کاغذ های بی خط و ذهنی خط خطی . کاش یکی می آمد خط خطی های ذهنم را با پاک کن فراموشی می زدود ... گاهی وقت ها حس می کنم همین تعدد آدم ها همین شلوغی بی معنا , همین سر و صداها و همین جوامع بشری ! باعث تنهایی هر کسی با خودش می شود در میان این شلوغی که نگاه می کنی , می بینی هر کسی بار تنهایی خویش را به دوش می کشد
damla
عشق چيست؟ زندگی سفر در جاده ای است بی انتها با اميد و آرزوهايی منحصر بفرد. در اين جاده برای من و تو لحظه هايی سبز و زيبا هست که چنان تو را اسير و دلبسته خويش می سازد که رفته رفته واژه مرگ را در ذهن کمرنگ تر می نمايد. يا اين که اين جاده ممکن است چون بيابانی خشک، آينده ای سرد را تجلی کند. اما هر چه که هست مسيری است که لطف ايزدی تنها کسانی را که او بخواهد واردش می کند. نعمتی که خدادادی است و نامش زندگی است. و اما چيزي فراتر از زندگی هستی بخش و پراحساس که در اين جاده ناهموار من، تو و خيلی های ديگر با آن برخورد می کنيم با حس رنگ و بويی خاص. شايد آنقدر خوش زرنگ و خوشبو باشد که به يکباره مسير زندگی را تغيير داده و وارد آن جاده هميشه سبز و جاودانه کند که تنها عاشقان حقيقی اش سعادت حضور در اين مسير را دارند و شايد آنقدر زشت و تلخ باشد که اميدها به نااميدی ها منجر شود و تو در آن جاده متوقف و نور هستی در وجودت خاموش.
damla
خواستم عشق رو تو دستام بگيرم ولي جا نشد پس گذاشتمش تو جيبم ولي جا نشد در كمد رو باز كردم ولي جا نشد تصميم گرفتم ببرمش تو اتاق ولي جا نشد بنابراين يه خونه براش گرفتم ولي جا نشد با خودم گفتم : يه باغ ! آره ! ولي جا نشد حتما توي كره ي زمين جا ميشه ولي جا نشد پس گذاشتمش توي قلبم , حالا ديگه جاش خوبه خوبه تازه مي فهمم اين كه دل آدم مي تونه از دنيا هم بزرگتر باشه يعني چي ؟؟؟!!!
damla
توسط فید
نگاهي به مرگ ورزشكاران در يك سال گذشته
damla
توسط فید
در كره جنوبي ركوردهاي دنيا را جابجا مي كنم
damla
لحظه های غمگینی را در تنهایی می گذرانم و تو نبودی که یادی از عشق کنم تا حس عاشق بودن مرا رها کند از این یک نواختی. وتو آمدی و من برایت می نویسم تو شدی عشقم. تو شدی آن حس خوبی که از زندگی می خواستم و تو شدی تمام زندگیم.
damla
اگر چه من و تو از هم دور هستیم اما بدان قلبم را به تو دادم ام و اگر چه شاید تو به یاد من نباشی اما من همیشه به یادت هستم و می مانم و گر چه ممکن است تو بتوانی بی من بخندی اما من بی تو و بدون تو میگریم.
damla
هر روز غروب دلتنگتم دوباره تنها میشینم هر وقت که بارون می باره تورو کنارم میبینم هر روز و هر شب از خدا بدون فقط تو رو میخوام نگو واست غریبه ام نگو تو خوابت نمیام بگو تو هم دوسم داری بگو که دلتنگم میشی من فقط از خدا می خوام دوباره مهربون بشی.
damla
در دفتر خاطراتم نوشتم : عشق زیباست معلم دفتر را دید و گفت : این رویاست ! گفتم : معلم تو از عشق چیزی میدانی ؟ گفت : در عالم عشق ، عاشق همیشه تنهاست
damla
آواز عاشقانه ما در گلو شکست حق با سکوت بود صدا در گلو شکست دیگر دلم هوای سرودن نمیکند تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست سر بسته ماند بغض گره خورده در دلم آن گریه های گره گشا در گلو شکست ای داد کس به داغ دل باغ دل نداد ای وای های های عزا در گلو شکست آن روزهای خوب که دیدیم خواب بود خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست تا آمدم که با تو خداحافظی کنم بغضم امان نداد و خدا... در گلو شکست
damla
توسط فید
آیا فشار خون بالا دارای علایمی است؟
damla
دوستم نداشت دروغ ميگفت هر بار که بسراغم می آمد با گريه ميگفتم راستش را بگو اگر مهر به ديگری داری ترا می بخشم . و باز خنده ای ميکرد و ميگفت جز تو مهر به کسی ندارم. تا اينکه يکروز با گريه بسراغم آمد . گفت مرا ببخش به تو دروغ گفتم . دل بديگری دارم. خنده تلخی کردم و گفتم من هم بتو دروغ گفتم ترا نمی بخشم