damla
موسي با عيسي سر يه دختر تاس مي ندازن؛ عيسي تاس رو ميندازه و جفت شش مياره...... بعد موسي تاس ميندازه و جفت هشت مياره!!!! عيسي ميگه: آخه بي جنبه! يه دختر ارزش معجزه داشت؟؟!!
damla
زندگی باید کرد گاه با یک گل سرخ گاه با یک دل تنگ گاه باید رویید در پس این باران گاه باید خندید بر غمی بی پایان...
damla
باران باشد ، تو باشی ، و یک خیابان بی انتها...!!! به دنیا می گویم : خداحافظ... شیشه ی پنجره را باران شست زیر چتر غم من را هرگز..
damla
دل است دیگر یا شور می زند یا تنگ می شود یا می شکند آخر هم مهر سنگ بودن می خورد به پیشانی اش ...
damla
وقتي كســي كه دوستــش داري، كسي كه در زندگــيات نقشـي داشته، ميرود، مـيميرد و ديگر نيــست، همه چيز دگرگـون ميشود. چه بخــواهي و چـه نخــواهي. آن چـه به جا ميماند، كتـابها هستند و نـامهها و عكـسها. يـادها و اندوهـي چاره نـاپذير و گـاهي هم در گوشـهاي، خيـاباني، كسي را اشتبــاهي به جاي"او"ميگيري و به دنبـالش مـيدوی... آلیس یودیت هرمان
damla
زخم شدم شیشه به زخمم نشست شیشه شدم سنگ سرم را شکست یا رب اگر سنگ شوم لحظه ای بر دل این سنگ چه خواهد گذشت؟؟؟
damla
باید بدجنس باشی..!! تا عاشقت باشن……!! باید خیانت کنی………!! ………. تا دیوونه ات باشن…!! باید دروغ بگی……………!!……..تا همیشه تو فکرت باشن…!! باید هی رنگ عوض کنی……!!…………..تا دوسِت داشته باشن…!! اگه ساده ای …!!…اگه باوفایی…!!….اگه یک رنگی…!!………همیشه تنهایی
damla
خالی ام ازحرف پرم ازدلتنگی تشویش هجرت باران خسته ام ازاندیشه...دلگیرم ازسوالات بی انتها آلوده ام به روزمرگی دورم ازعشق بی میلم به گفتن یانگفتن حنجره رارغبتی به فریاد نیست تلخم...ناپاکم...مبهوتم...چرکینم ...خشمناکم ازخودفرسنگهافاصله دارم..فاصله ای که کم نمی شود درعذابم..درتب وتابم..درالتهابم خسته ام...خسته ام ازتکرار...ازتکرارلبخندبی ریشه!میان این دردتا درد بعدی.. فرسوده ام..رنجورم..خسته ام..خسته ام.. کجاست بارانی ازعطوفت بی منت تا نمناکم کند..کجاست دستی تا بگیرد دستم ازروی مهر.. کجاست آن درکه به نور بازشود کجاست باران کجاست...
damla
مدادبه دست مي گيرم... صفحه ي سفيدكاغذ... مي خواهم ازتو نقشي بكشم! چشم چشم دو ابرو... تاهمين جاكافيست! مي نشينم سيرنگاهت مي كنم...
damla
دوری از تـــو ، تـلـــــخ ! و مسـتـی بـــا تـــو ، شیـریـن... بــرای ِ یـکبـار هـم که شـده بــی بـــهـانــه بیـــا !!!
damla
تقديم به مادرم:امروز تماما روز توست،چراكه هميشه و همه جا معلمي را در پيش داشتي،چه آن ٣٠سال كه پاي تخته ها علم آموزش دادي و چه اين ٢5سال كه به من آموختي چگونه بايد باشم؛روزت مبارك معلم زندگي ام...
damla
با اینکه زندگی باهام خوب تا نکرد نبودنت تورو از من جدا نکرد این بد بیاریا تقصیر من نبود این که تو هم بری تقدیر من نبود...
damla
نمی دانم چرا؟؟؟.... اما برایت سخت دلتنگم ، در این مسلک که صورت های بی احساس به سوی قاب های تازه می تازند ، من اینجا در صف مرگ شقایق ها برای رنگ چشمان تو دلتنگم...
damla
در حسرت زندگی دیگران.. برای این است که از بیرون که نگاه میکنی.. زندگی دیگران یک کل است که وحدت دارد .. اما زندگی خودمان .. که از درون نگاهش میکنیم .. همهاش تکهتکه و پارهپاره بهنظر میآید .. هنوز هم در پی سراب وحدت میدویم ... برشی از کتاب یادداشتها ... آلبر کامو ..