azadeh
چشمانم غرق در اشکهایم شده .... دیگر گذشت ، تو کار خودت را کردی ، دلم را شکستی و رفتی .... همه چیز گذشت و تمام شد ، این رویاهای من با تو بود که تباه شد... انگار دیگر روزی نمانده برای زندگی ، انگار دیگر دنیای من بن بست شده ، راهی ندارم برای فرار از غمهایم... این هم جرم من بود از اینکه برایت مثل دیگران ن...بودم، کسی بودم که عاشقانه تو را دوست داشت ،دلی داشتم که واقعا هوای تو را داشت .... دیگرگذشت ، حالا تو نیستی و من جا مانده ام ، تو رفته ای و من بدون تو تنها مانده ام ، تو نیستی و من اینجا سردرگم و بی قرار مانده ام.... فکر دل دادن و دلبستن را از سرم بیرون میکنم ، هر چه عشق و دوست داشتن است را از دلم دور میکنم،اگر از تنهایی بمیرم هم دلم را با هیچکس آشنا نمیکنم.... دیگر بس است ، تا کی باید دلم را بدهم و شکسته پس بگیرم، تا کی باید برای این و آن بمیرم؟
azadeh
مجــــازی هستیم... امــــا... دلمــــــان مجازی نــــیست میشکند... حواست به تایــــپ کردنت باشــــد!!
azadeh
صبر کردن دردناک است ، و فراموش کردن دردناکتر ، ولی از این دو دردناک تر این است که ندانی باید صبر کنی یا فراموش...!!!؟؟؟
azadeh
بيماري نادريیست اين كــــه نگاهـــ♥ـت به هــــــــر چه بيفتد دلــــت براي كسي تنگ شود !!!
azadeh
حــــــرف میـــزنی امــــــــا تلخ محــــبـــت می کنی ولـــــــــــــی ســـرد چـــه اجبــاری اســت دوســـت داشــــتـن مــن!
azadeh
گاهی ممکن است از جایی، از موقعی، از کسی، رد شوی و تکه ای از تو به گوشه اش گیر کند و کنده شود. وقتی کمی از تو جایی جا ماند، کم می شوی! بدون آنکه خودت بخواهی قسمتی از تو دیگر همراهت نیست و یک جایی بیدار ایستاده و از خاطراتت مراقبت می کند. گاهی تکه ای از تو جا می ماند لا به لای نگاهش، پشت میز گوشه کافه ی همیشگی، زیر یک درخت در انتهای باغ، توی یک کوچه، یک آسانسور ، تو جدا می شوی و تکه ای از تو جا می ماند، بدون آنکه خودت جا بمانی. آنوقت یک روزی می رسد که خودت را جمع می کنی، تکه تکه ات را سرهم می کنی و می روی و جای دیگری پهن می شوی. اما یک شب که حواست نیست، صدایی می شنوی، چیزی می بینی، از جایی رد می شوی، که یادت می افتد هنوز یک تکه ات، همان تکه ات، جایی ایستاده و از خاطراتت مراقبت می کند… هنوز یک تکهء لعنتی ات جایی جا مانده است.
azadeh
الهیییییییی چه انتظاری میکشه !
azadeh
بعد از مدت ها دیدمش! دستامو گرفت و گفت چقدر دستات تغییر کردن… خودمو کنترل کردم و فقط لبخندی زدم… تو دلم گریه کردم و دم گوشش گفتم: بی معرفت! دستای من تغییر نکرده… دستات بــــ دستای اون عادت کرده
azadeh
آخه ما دخترا چیکار کنیم از دست شما.خداییش گناه داریم !!! بیچاره دخترا اگه خوشگل باشن می گن عجب جیگریه! اگه زشت باشن می گن کی اینو می گیره! اگه تپل باشن می گن چه گوشتیه! اگه لاغر باشن می گن چه مردنیه! اگه مودبانه حرف بزنن می گن چه لفظ قلم حرف می زنه! اگه رک و راست باشن می گن چه بی حیاست! اگه یه خورده فکر کنن می گن چقدر ناز می کنه! اگه سریع جواب بدن می گن منتظر بود! اگه تند راه برن می گن داره می ره سر قرار! اگه آروم راه برن می گن اومده بیرون دور بزنه ول بگرده! اگه با تلفن کارتی حرف بزنن می گن با دوست پسرشه! اگه خواستگارو رد کنه می گن یکی رو زیر سر داره! اگه حرف شوهر و پیش بکشه می گن سر و گوشش می جنبه ! اگه به خودش برسه می گن دلش شوهر می خواد می خواد جلب توجه کنه !