روزگارم از دهن افتاده...دلم می خواهد چشم هایم را ببندم/شاید خواب یک سفر را دیدم و صبح وقتی پتویم را کنار زدم/دوباره بوی جاده اتاق را بگیرد... آرامش می خواهم.../دلم لک زده برای یک خواب آرام...!! خسته ام.../شده ام غده ای سرطانی در بغض یک گلو... ! دلم یک پیانو می خواهد/یکی آهنگ لایت/یک فرانسه/ و یک میز دو نفره... , یک دنیا حرف نگفته دارم ...
این شب ها بغض دارم/ تا دلت بخواهد آه دارم... عمو علی کجایی ببینی آنقدر بزرگ شده ام که دلم می خواهد تو روی آینه بایستم و هر چی از دهنم در می آید را.../بی خیال شوم ... !!
دلم می خواهد زنگ تمام دفترچه تلفنم را بزنم و در بروم.../از تمام کسانی که لباس رفاقت پوشیده اند برایم...
این شب ها هم زبانم نیست/هم کلامم نیست و دیوار های بی مهری برایم قصه شب می گویند و من اما بیدار/بیدار بیدارم...! این شب ها من از خودم می ترسم...! از این همه بی تو بودن می ترسم...
تو کجایی وقتی من در آغوش او خنده هایم را حراج می کنم؟
تو کجایی وقتی من به یادت /بوسه از لبانش می کشانم ؟
تو کجایی وقتی من فاحشه می شوم و خیالت را به آغوش می کشم؟
من آبستن تنهایی شده ام بس که از ترس گرگ های طوفان زده/ هم خوابه بی کسی هایم بوده ام.../این شب ها دلم می خواهد بروم و بر بلندای بلند ترین برج شهر بایستم و بدون هیچ دلبستگی فقط آغاز کنم به/سقوط...!!!
بعد از تو دنیا جای امنی نیست /می بینی؟
+ برگرد و مرا به دار تنت بیاویز/وصیت هم نمی خواهم
+ این شب ها در ذهنم تخت خوابم را...در زیر زمین پهن می کنم تو اسمش را بگذار تابوت...مهم نیست/به
آسمام نزدیکترم...
+ من بزرگ شده ام و انگار دیگر هیچ چیز... هیچ چیز بوی تعفن دنیا را برایم دروغ نمی کند...
بعضی ها می روند اما بعضی ها جدی جدی می روند! می روند و گم می شوند و تنها غباری از خاطراتشان بر جلد پوستین کتابچه های ذهن می نشیند کافی ست کتابچه را باز کنی تا برگردی به چاهار سال پیش از مرگ آخرین بازمانده کولی های ستاره نشین حالا چه فرق دارد هنگام رفتن از آخرین دیدارتان عکسی بگیرد یا نگیرد بغضش بغضت را بشکند یا نشکند ... او قرص های ضد دلتنگی اش براهند ... او که نمی ماند توی این چار دیواری سیگار تمام کند! او می رود .... هی رفیق! وقت قرص هایت نگذرد!!؟ زمان بی رحمانه کند می گذرد به هنگام فراموشی!
@علیرضاشاعرِاصلاح طلب لحظه هایم را یکی یکی دریادهای تو درقلک می اندازم.../ قلک را در بهار در حیاط خلوت دلم پنهان میکنم / تا در زمستان آن را بشکنم.../ من مثله کودکی هایم مهربان هستم...
صدای تک نفس هات / که تو سینه جمع می کنیُ بعد هـُری میدی بیرون / ته دلمُ خالی می کنه / صدای ضربان ِ قلبتُ از پشت ِ تلفن می تونم بشنوم / که چقدر خواستنی می شی واسه من / وقتی از اون آروم حرف زدنت صدات اوج می گیره / دیوانه کننده است ...
سلام شبتون بخیر
13 سال و 4 ماه و 11 روز و 21 ساعت و 31 دقيقه قبلببخشیداستقانت یا استقامت؟
استقانت معنی نمیده
چی ؟ متوجه نشدم ببخشید
13 سال و 4 ماه و 11 روز و 21 ساعت و 21 دقيقه قبلاما سوز صدایش #استقانت دیوار ها را هم از یاد آدم می برد
13 سال و 4 ماه و 11 روز و 21 ساعت و 9 دقيقه قبلاستقانت یا استقامت
منظورم همون استقامت بود
13 سال و 4 ماه و 11 روز و 21 ساعت و 6 دقيقه قبل


13 سال و 4 ماه و 11 روز و 21 ساعت و 5 دقيقه قبل