دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

•▪●۩ اسی ۩●▪•

بسم الله الرحمن ارحيم*** إِنَّهُ مَن يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ... درباره »
•▪●۩ اسی ۩●▪•
مرد - متاهل
امتیاز: 3702.8

دنبال‌شدگان

(241 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(232 کاربر)

گروه‌ها

(21 گروه)

بازدید

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

عقابی پیر شاید بود و در خاطر خیال دیگری می‌پخت پرید آنجا، نشست اینجا، ولی هر جا که می‌گردد غبار و آتش و دود است نگفتندش کجا باید فرود آید

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

پرید، اما دگر ایا کجا باید فرود آید؟ نشست آنجا که مرغی بود غمگین بر درختی لخت سری در زیر بال و جلوه ای شوریده رنگ، اما چه داند تنگدل مرغک؟

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

نشست آنجا که برجی بود خورده بآسمان پیوند در آن مردی، دو چشمش چون دو کاسه ی زهر به دست اندرش رودی بود، و با رودش سرودی چند خوش آمد گفت درد آلود و با گرمی‌ به چشمش قطره های اشک نیز از درد می‌گفتند ولی زود از لبش جوشید با لبخندها، تزویر تفو بر آن لب و لبخند

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

نگفتندش: نوازش نیست، صحرا نیست، دریا نیست همه رنج است و رنجی غربت آلود است پرید از جان پناهش مرغک معصوم درین مسموم شهر شوم پرید، اما کجا باید فرود آید؟

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

سلام صبحتون بخیر .

حُـجَّتـــ
nabi11.jpg حُـجَّتـــ

با نام نبی بکن مزین سخنت ، تا خالق تو بیمه کند جان و تنت ، ای آنکه ز عاشقان قرآن هستی خوشبوی کن از نام محمد (ص )دهنت

این ارسال را بازنشر کرده است.
•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

بیا مثل آب شویم در تشنگی مثل سال شویم در نزدیكی مثل بوسه شویم در خداحافظی مثل هرگز شویم در دوری و مثل ما شویم در من ها به خدا میشود فقط كمی بند كفش هایت را محكم تر ببند. یاعلی. ... در پناه حق باشید .

حُـجَّتـــ
444723_7arfGUC5.jpg حُـجَّتـــ
در مشاعره

مسلم اول شه مردان علی ست *** عشق را سرمایه ایمان علی ست

این ارسال را بازنشر کرده است.
حُـجَّتـــ
emam-mahdi32.jpg حُـجَّتـــ

مهدي جان! سئوالي ساده دارم از حضورت من آيا زنده‌ام وقت ظهورت اگر که آمدي من رفته بودم اسير سال و ماه و هفته بودم دعايم کن دوباره جان بگيرم بيايم در رکاب تو بميرم

این ارسال را بازنشر کرده است.
•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

آه ، ديگر ما فاتحان گوژپشت و پير را مانيم بر به كشتيهاي موج بادبان را از كف دل به ياد بره هاي فرهي ، در دشت ايام تهي ، بسته تيغهامان زنگخورده و كهنه و خسته كوسهامان جاودان خاموش تيرهامان بال بشكسته

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

حريفا ! ميزبانا ! ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج مي‌لرزد تگرگي نيست ، مرگي نيست صدايي گر شنيدي ، صحبت سرما و دندان است .....

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

داستان از ميوه هاي سر به گردونساي اينك خفته در تابوت پست خاك مي گويد باغ بي‌برگي خنده اش خوني ست اشك آميز جاودان بر اسب يال افشان زردش مي چمد در آن پادشاه فصلها، پاييز

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

جامه اش شولاي عرياني ست ور جز اينش جامه اي بايد بافته بس شعله ي زر تا پودش باد گو بريد، يا نرويد، هر چه در هر كجا كه خواهد يا نمي‌خواهد باغبان و رهگذاري نيست باغ نوميدان چشم در راه بهاري نيست

این ارسال را بازنشر کرده است.