دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

•▪●۩ اسی ۩●▪•

بسم الله الرحمن ارحيم*** إِنَّهُ مَن يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ... درباره »
•▪●۩ اسی ۩●▪•
مرد - متاهل
امتیاز: 3702.8

دنبال‌شدگان

(241 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(232 کاربر)

گروه‌ها

(21 گروه)

بازدید

کیانا
کیانا

سقف خانه ام آسمان است و سقف دلم عشق سقف هستی ام خدا .. .

این ارسال را بازنشر کرده است.
•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

همیشه فاصله ای هست .دچار باید بود وگرنه زمزمه حیرت میان دو حرف حرام خواهد شد .

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

دچار یعنی عاشق ... وفکر کن که چه تنهاست اگر که ماهی کوچک دچار آبی دریای بیکران باشد .

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

دلم عجیب گرفته است .....

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

من میخوام بر گردم به کودکی ....

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

من نمیبخشم اگه جای پات بی جای پام جایی حک بشه ...

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

سلام . خداحافظ . چیز تازه اگر یافتید بر این دو اضافه کنید تا بل باز شود در گمشده بر این دیوار ...

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

تو را چه سود فخر به فلک بر فروختن هنگامی که هر غبارِ راهِ لعنت‌شده نفرين‌ات می‌کند؟

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنیست ....

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

به سراغ من اگر می‌آیید، پشت هیچستانم. پشت هیچستان جایی است. پشت هیچستان رگ‌های هوا، پر قاصدهایی است که خبر می‌آرند، از گل واشده دورترین بوته خاک.

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

خواستم بگويم : فاطمه دختر خديجه بزرگ است . ديدم كه فاطمه نيست. خواستم بگويم : فاطمه دخترمحمد (ص) بزرگ است. ديدم كه فاطمه نيست. خواستم بگويم : فاطمه همسر علي است. ديدم كه فاطمه نيست . خواستم بگويم : فاطمه مادر حسين است. ديدم كه فاطمه نيست. خواستم بگويم : فاطمه مادر زينب است. باز ديدم كه فاطمه نيست .. نه فاطمه همه هست و اين همه فاطمه نيست . فاطمه، فاطمه، است

این ارسال را بازنشر کرده است.
•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

باد می شکند ، شب راکد می ماند. جنگل از تپش می افتد. جوشش اشک هم آهنگی را می شنویم ، و شیره گیاهان به سوی ابدیت می رود. جوشش اشک هم آهنگی را می شنویم ، و شیره گیاهان به سوی ابدیت می رود.

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

آفتابی شویم. چشمان را بسپاریم ، که مهتاب آشنایی فرود آمد. لبان را گم کنیم، که صدا نا بهنگام است. در خواب درختان نوشیده شویم ، که شکوه روییدن در ما می گذرد.

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

لبخند می زنی ، رشته رمز می لرزد. می نگری ، رسایی چهره ات حیران می کند. بیا با جاده پیوستگی برویم. خزندگان در خوابند. دروازه ابدیت باز است.

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

به سقف جنگل می نگری: ستارگان در خیسی چشمانت می دوند. بی اشک ، چشمان تو نا تمام است، و نمناکی جنگل نارساست. دستانت را می گشایی ، گره تاریکی می گشاید.