دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

farnaz.kh

farnaz.kh
زن - مجرد
امتیاز: 3631

دنبال‌شدگان

(765 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(406 کاربر)

گروه‌ها

(13 گروه)

بازدید

farnaz.kh
1324076060_39099.jpg farnaz.kh

@کوه یخ تند رفته است کودکی های من با دوچرخه قزاضه ام که همیشه ی خدا پنچر بود …

این ارسال را بازنشر کرده است.
farnaz.kh
farnaz.kh

یه سری آهنگ قدیمی هست که وقتی گوش میکنی ، شروع میکنی به مرور خاطراتی که با اون آهنگ داشتی ! از اهنگ هیچی نمیفهمی ولی زندگیت واست ریکاوری میشه …

farnaz.kh
sRJLKkC2tb.jpg farnaz.kh

اون موقع ها یه عده با چادرای ماماناشون تو کوچه خاله بازی میکردن ، یه عده دنگی دنگی توپ دولایه میخریدن ، مامان های مهربون با آب سرد کهنه بچه میشستن ، بوی نون پنیر و نارنگی تو کیفای مدرسه … همه چیز خوب پیش میرفت تا اینکه بزرگ شدیم !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
farnaz.kh
soote-delan-ali-hatami.jpg farnaz.kh

مجید (بهروز وثوقی) در فیلم سوته دلان : حبیب : چرا نیومدی در دوکون ؟ مجید : امروز جمعه س ، تعطیلیه ! حبیب : امروز دوشنبه س ، خیلی داریم تا جمعه !!! مجید : نخیییر ، تو اون تقویم که آقام اون سال خودش با دست خودش بهم عیدی داد امروز جمعه س ! حبیب : اون تقویم باطله س !!! مجید : واسه من جمعه جمعه آقامه ، شنبه شنبه آقامه ، خواه مرده خواه زنده … .

mohammad
mohammad

لنگه های چوبی درب حیاطمان؛........ گر چه کهنه اند و جیرجیر می کنند؛........... ولی خوش به حالشان که لنگه ی هم اند ...........«مرحوم حسین پناهی»

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
کوه یخ
کوه یخ

می خواستم به خاطر تار شکسته ام؛ تاری ز گـیسوان تـو پیدا کنـم، نـشـد /می خواستم که کاسه ای از شربت جنون؛خیراتی قبیله ی مجنون کنم ، نشد /می خواستم به گوشه ی زندان انتظار؛ پلک حریص پنجره را وا کنم ، نشد/ می خواستم به یاد غرور شکسته ام؛ آیینه را فدای تـماشـا کنم ، نشد

این ارسال را بازنشر کرده است.
farnaz.kh
mothers-day-14may(8).jpg farnaz.kh

مادر پیر شده و آشپزخانه از تنها شدن نگران است … یقه پیراهن پدر هراسان به آخرین دکمه های بسته شده با دست او خیره شده اند … فرشته مو سفید خانه مان کوله بارش را بسته … امروز برایم خاطره اولین روز مدرسه ام را گفت که وقتی وارد کلاس شدم و او میرفت گریه میکردم … خواستم بگویم آخر مهربان آن روز زجه هایم برای چهار ساعت ندیدنت بود ولی یک عمر ندیدنت را چه کنم ؟؟؟ اما نگفتم …

elina rasouli
elina rasouli

این پفک جدیدا رو تف میزنی نمیچسبن به هم . از قصد اینجوری ساختن تا تفریحاتمونو ازمون بگیرن . کار آمریکاس کاملا مشخصه!

این ارسال را بازنشر کرده است.
silence
silence

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حاجی
حاجی
توسط موبایل

@mahsa va او میزاید وتو برایش نام انتخاب میکنی، او درد میکشد و تو نگران از اینکه بچه دختر باشد یا پسر، او بی خوابی میکشد و تو خواب حوریان بهشتی را میبینی! او مادر میشود و همه جا میپرسند :نام پدر؟ دکتر شریعتی

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

●▬ஜ۩۩ஜ▬● { أَلاَبِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ }●▬ஜ۩۩ஜ▬●

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
farnaz.kh
farnaz.kh

@bano °✿ روزهای رویایی °✿ چیزی نگو، دزدانه و شیرین تماشا کن بنشین و مثل دختری سنگین تماشا کن یک کاروان خیس ابریشم همین حالا از زیر چشم ام رفت سمت چین، تماشا کن! بر شانه ات نگذاشتم سر، با خودم گفتم: آن قله ها را از همین پایین تماشا کن آن آبشاری را که از قوس کمرگاهش جاری ست نافرمان و بی تمکین تماشا کن مرد خدا را هر اذان صبح در کافه ای چشم های کافرِ بی دین! تماشا کن «من مانده ام مهجور از او، بیچاره و رنجور...» من قرن ها رنج ام در این تضمین تماشا کن چون بشکنم عکس تو در هر تکه ام پیداست باور نداری بشکن و بنشین تماشا کن!..."مهدی فرجی"

این ارسال را بازنشر کرده است.
farnaz.kh
farnaz.kh

@حاجی مانند معدلات چند مجهولی شده ام..مبهم...دیگر کسی نمیتواند مرا حل کند...

این ارسال را بازنشر کرده است.