محمد
می مانی و شبها پرستاره میشود می آیی و زندگی عاشقانه میشود میباری و همه جا تازه میشود می تابی و دلم بیشتر عاشقت میشود با تو بودن تکرار میشود این تکرارها باز هم تکرار میشود و دنیا که تو باشی از آن میشود تو هستی و دلم به تو خوش است تو می مانی همین برایم کا[!]ت آسمان چشمانم همیشه به رنگ آبیست میخواهمت ، میخواهمت ای تمام بود و نبودم تو کجا بودی لحظه هایی که در پی تو بودم تو کجا بودی لحظه ای که در آرزوی داشتن یکی مثل تو بودم میخواهمت تا ابد ، این احساسم همیشه در دلت بماند! نیامده ام که بی وفا باشم ، آمده ام که با تمام وجودم عاشقت باشم همانگونه که اینک دیوانه ات هستم ، مثل این است که عمریست گرفتار تو هستم می مانی و شبها پر ستاره میشود ، می آیی و زندگی ام از این رو به آن رو میشود میدانی که هیچکس مثل من اینگونه عاشقت نمیشود، میدانی که هیچکس مثل من درگیر تو نمیشود میخوانمت و دلم هوس فریاد میکند ، فریاد نام تو همراه با احساسی در اعماق قلب من حسی که به آن شک ندارم ، دوستت دارم عشق من
محمد
برو و پشت سرت را هم نگاه نکن ، از تو بیزارم ، بهانه هایت را برایم تکرار نکن
حرفی نزن ، بی خیال ، اصلا مقصر منم ، هر چه تو بگویی ، بی وفا منم!
نگو میروی تا من خوشبخت باشم ، نگو میروی تا من از دست تو راحت باشم…
نگو که لایقم نیستی و میروی ، نگو برای آرامش من از زندگی ام میروی….
این بهانه ها تکراریست ، هر چه دوست داری بگو ، خیالی نیست….
راحت حرف دلت را بزن و بگو عاشقت نیستم ، بگو دلت با من نیست و دیگر نیستم!
راحت بگو که از همان روزاول هم عاشقم نبودی ، بگو که دوستم نداشتی و تنها با قلب من نبودی
برو که دیگر هیچ دلخوشی به تو ندارم ، از تو بدم می آید و هیچ احساسی به تو ندارم
سهم تو، بی وفایی مثل خودت است که با حرفهایش خامت کند، در قلب بی وفایش گرفتارت کند ، تا بفهمی چه دردی دارد دلشکستن!
برو، به جای اینکه مرحمی برای زخم کهنه ام باشی ،درد مرا تازه تر میکنی !
حیف قلب من نیست که تو در آن باشی ،تمام غمهای دنیا در دلم باشد بهتر از آن است که تو مال من باشی….
حیف چشمهای من نیست که بی وفایی مثل تو را ببینند ، تو لایقم نیستی ، فکرنکن از غم رفتنت میمیرم!
برو و پشت سرت را هم نگاه نکن ، برو و دیگر اسم مر
محمد
نگو مرا نمیخواهی ، منی که به پایت نشستم و با همه چیز ساختم نگو مرا نمیخواهی ، تو نمیدانی از انتظار به تو رسیدن تا انتظار تو را دیدن همه ی موهایم سپید شد نگو مرا نمیخواهی ، تو که حرفهای مرا نمیخوانی ،تو که نگفتی تا آخرش نمیمانی ، منی که دلم خوش بود به اینکه تو را دارم تا همیشه…. نگو مرا نمیخواهی ، من که میخواهمت ، من که دلم همیشه در پی تو بوده و همیشه دلم میخواست یکی مثل تو را داشته باشم نگو مرا نمیخواهی ، حالا وقتش نیست که مرا نخواهی ، حالا وقتش نیست که مرا دور بیندازی حالا دیگر کار از کار گذشته ، دلم بدجور به تو دلبسته ، نا امیدش نکن ، دلم عاشق است بیش از این این خانه عاشقانه را ویران نکن ،دیگر بس است ، از حالا با ما مدارا کن…. نگو مرا نمیخواهی ، تویی که از آغاز گفتی تا ابد مرا میخواهی ، در کنارم میمانی و هیچگاه شعر تلخ رفتن را نمیخوانی حالا که دیگر دلم عاشقت شده و همه را به خاطر تو رها کرده میگویی مرا نمیخواهی؟ قید همه کس را زدم به خاطرت ، من که اینجا ندارمت ، اینجا نمیبینمت، نیستی انگار دیگر در کنار دلم ، کجایی ؟ فریاد نمیخواهم ، سکوت کن تا بشنوم صدای نفسهایت نگو مرا نمیخواهی ، نگو
محمد
می گوید: هنگامی که دری از خوشبختی به روی ما بسته میشود ، دری دیگر باز می شود ولی ما اغلب چنان به دربسته چشم می دوزیم که درهای باز را نمی بینیم .
محمد
خدا نگران بود که آدم در باغ عدن گم بشه چون اهل پرسیدن آدرس نبود. خدا میدونست یه روزی آدم نیاز داره یک کسی کنترل تلویزیون رو بهش بده. خدا میدونست که آدم هیچ وقت خودش وقت دکتر نمیگیره! خدا میدونست اگه برگ انجیر آدم تموم بشه، هیچ وقت خودش برای خودش یکی دیگه نمیخره. ... خدا میدونست که آدم یادش میره آشغالا رو بیرون ببره خدا می دونست ادم ،آدم بشو نیست خدا میدونست که مانند یک باغبون ، آدم برای پیدا کردن ابزارهاش نیاز به کمک داره خدا میدونست که آدم به کسی برای مقصر دونستش برای موضوع سیب یا هر چیز دیگری نیاز داره همونطور که در انجیل آمده است : برای یک مرد خوب نیست تنها بماند و به عنوان دلیل شماره یک خدا به آدم نگاه کرد و گفت : من بهتر از این هم می تونم خلق کنم....
محمد
وقتی دلت میشکنه و از همچی نا امید میشی به خدا چی میگی؟ چطور ازش کمک می خوای؟
محمد
..نفر قبلیت رو چقدر دوست داری؟
محمد
هــرچــه من "دل" مــــی دادم... تـــو "دل" مـــی بریدی... "دل ها" خوب بــُر خورده بود ... اگر... زیر و رو نمــــی کشیدی ...
محمد
دلایل خوشگل بودن بعضی از دخترا؟ 1)داشتن پدر خوشگل 2)داشتن مادر خوشگل 3)داشتن آرایش خوب 4)داشتن ژن اجدادی خوشگل 5)داشتن دوس پسر خوشگل 6)داشتن روحیه شاد 7)مگه دخترا هم خوشگلن؟ 8)اصلا به تو چه مگه فضول دخترایی
محمد
تو دستشویی پارک بودم که دیدم یکی داره در میزنه..... بعد از 10 ثانیه گفت : سلام چطوری؟ منم خجالت زده گفتم: خوبم مرسی! گفت: چیکار میکنی؟ گفتم:آدم اینجا چیکار میکنه؟!؟ ... ... ... دوباره گفت :میتونم الان بیا اونجا؟ عصبانی شدم گفتم:نه هنوز خودم کار دارم یهو دیدم داره میگه: "من بعدا بهت زنگ میزنم. الان یه دیونه ای تو دسشویی داره جواب سوالای منو میده." دیگه نمیخواستم بیام بیرون
محمد
وقتی دلت خیلی گرفته چی کار میکنی؟
محمد
گه یه روزی اونی که دوست داری بیاد اولین جمله ای که بهش میگی چیه؟
محمد
زن: میشه توی کار باغچه کمکم کنی؟ مرد: تو فکر کردی من باغبانم؟ زن: میشه توی تعمیر دستگیره در کمکم کنی؟ مرد: تو فکر کردی من نجارم؟ ... بعد از ظهر مرد از سر کار بر میگردد و میبیند همه چیز درست شده است ... مرد: کی دستگیره در رو درست کرد و باغچه را رو به راه کرد؟ زن: مرد همسایه. و در ازاش ازم خواست یا یک همبرگر بهش بدم یا یک لب! مرد : حتما تو به او همبرگر را دادی؟ زن: تو فکر کردی من گارسون رستورانم؟