محمد
خدا نگران بود که آدم در باغ عدن گم بشه چون اهل پرسیدن آدرس نبود. خدا میدونست یه روزی آدم نیاز داره یک کسی کنترل تلویزیون رو بهش بده. خدا میدونست که آدم هیچ وقت خودش وقت دکتر نمیگیره! خدا میدونست اگه برگ انجیر آدم تموم بشه، هیچ وقت خودش برای خودش یکی دیگه نمیخره. ... خدا میدونست که آدم یادش میره آشغالا رو بیرون ببره خدا می دونست ادم ،آدم بشو نیست خدا میدونست که مانند یک باغبون ، آدم برای پیدا کردن ابزارهاش نیاز به کمک داره خدا میدونست که آدم به کسی برای مقصر دونستش برای موضوع سیب یا هر چیز دیگری نیاز داره همونطور که در انجیل آمده است : برای یک مرد خوب نیست تنها بماند و به عنوان دلیل شماره یک خدا به آدم نگاه کرد و گفت : من بهتر از این هم می تونم خلق کنم....
محمد
وقتی دلت میشکنه و از همچی نا امید میشی به خدا چی میگی؟ چطور ازش کمک می خوای؟
محمد
..نفر قبلیت رو چقدر دوست داری؟
محمد
هــرچــه من "دل" مــــی دادم... تـــو "دل" مـــی بریدی... "دل ها" خوب بــُر خورده بود ... اگر... زیر و رو نمــــی کشیدی ...
محمد
دلایل خوشگل بودن بعضی از دخترا؟ 1)داشتن پدر خوشگل 2)داشتن مادر خوشگل 3)داشتن آرایش خوب 4)داشتن ژن اجدادی خوشگل 5)داشتن دوس پسر خوشگل 6)داشتن روحیه شاد 7)مگه دخترا هم خوشگلن؟ 8)اصلا به تو چه مگه فضول دخترایی
محمد
تو دستشویی پارک بودم که دیدم یکی داره در میزنه..... بعد از 10 ثانیه گفت : سلام چطوری؟ منم خجالت زده گفتم: خوبم مرسی! گفت: چیکار میکنی؟ گفتم:آدم اینجا چیکار میکنه؟!؟ ... ... ... دوباره گفت :میتونم الان بیا اونجا؟ عصبانی شدم گفتم:نه هنوز خودم کار دارم یهو دیدم داره میگه: "من بعدا بهت زنگ میزنم. الان یه دیونه ای تو دسشویی داره جواب سوالای منو میده." دیگه نمیخواستم بیام بیرون
محمد
وقتی دلت خیلی گرفته چی کار میکنی؟
محمد
گه یه روزی اونی که دوست داری بیاد اولین جمله ای که بهش میگی چیه؟
محمد
زن: میشه توی کار باغچه کمکم کنی؟ مرد: تو فکر کردی من باغبانم؟ زن: میشه توی تعمیر دستگیره در کمکم کنی؟ مرد: تو فکر کردی من نجارم؟ ... بعد از ظهر مرد از سر کار بر میگردد و میبیند همه چیز درست شده است ... مرد: کی دستگیره در رو درست کرد و باغچه را رو به راه کرد؟ زن: مرد همسایه. و در ازاش ازم خواست یا یک همبرگر بهش بدم یا یک لب! مرد : حتما تو به او همبرگر را دادی؟ زن: تو فکر کردی من گارسون رستورانم؟
محمد
چرا قدر آقایون رو نمیدونین؟ كم براتون ظرف شستن؟ كم دم به ساعت سوسك گرفتن؟ وقتی مزاحم داری، با آرامشی تند یه بادمجون می كاره زیر چشم طرف؟ ... ... ... قدتون كه نمی رسید، كاسه و بشقاب و لیوان و خلاصه كل آشپزخونه رو اورد پایین؟ اگه مردا نباشن كی واستون كامنت میذاره؟ كی پست هاتون رو می خونه و تند تند لایك می زنه؟ كی الكی الكی فدا مداتون میشه توی عكساتون؟ كی با افتخار زیاد باعث میشه توی مسابقات [!]بوكی بیشترین لایك رو بگیری؟ کی عاشقت کرد و فرداش اسمت یادش رفت؟ بله! یكم قدر آقایون رو بدونین!!!
محمد
آغوش وا کن تا پناه من سقف بلند آن بغل باشد بگذار تا در چشم عابرها این شعر شعری مبتذل باشد از تیره روزی تلخ می آیم .از شوره زار چشمهایی گرگ تا رنگ چشمان غزلریزت زهر مرا طعم عسل باشد تو مهر چشمان مرا دریا... تو مهر لبهای مرا لبخند... من خواستم تا بر جهاز من یک بیت ناب از هر غزل باشد
محمد
بعضی وقتها چیزی مینویسی فقط بری یک نفر اما دلت میگیرد وقتی یادت می افتد که هر کس ممکن است بخواند جز آن یک نفر
محمد
باز امشب دلتنگم دلتنگ تو ای مهربانم آره برای تو دلتنگم تو تویی که همچو کودک معصوم دلت برای دلم می سوخت و با تمام وجود مهربانیت را نثارم می کردی تویی که حتی یه لحظه تنها یه لحظه دوری مرا تحمل نمی کردی تویی که مرا با کوله باری از غم تنهام گداشتی و رفتی...
byeeee
14 سال و 9 ماه و 20 روز و 17 ساعت و 39 دقيقه قبل