Kimiya va
فقط یه کودک ایرانی وقتی میره تو صف نونوایی هرچی صبر میکنه میبینه همش آخره صفه!
Kimiya va
این کانال سه هم با این سریالاش ! یارو چشاش سبز آبیه ، چشمای لعیا زنگنه هم سبزه بعد معلوم نیست این دو تا بچه چشم قهوه ای به کی رفتن ! زدن تو کاسه کوزه ی قوانین وراثت
Kimiya va
تنها نشستن بر روی نیمکت داخل پارک و زل زدن به نیمکت رو ب رویت... آن دو چه عاشقانه دارند با هم حرف میزنند ....
Kimiya va
در خاطرش جایی دارم…دلم تنگ همان کسی است که دیگر حتی جواب سلامم را نمی دهد ، دلم تنگ همان کسی است که وقتی از کنارش میگذرم دیگر به من نگاهی نمیکند… دلم تنگ است… نمیدانم دیگر چطور باید میبودم که نبودم!
Kimiya va
مخاطب خاصی ندارد نوشته هایم اما تا دلت بخواهد همدرد دارد داغِ تمامِ نوشته هایم …
Kimiya va
می گویند عشق آنست که به او نرسی و من می دانم چرا …! زیرا در روزگار من، کسی نیست که زنانه عاشق شود و مردانه بایستد…
Kimiya va
من احساس کرده ام رنج آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زد اما سکه رهگذر خودخواهی آن را می خشکاند …
Kimiya va
السلام علیک یا اهل الدنبالریون حالتان الخوب هست یا نه؟؟؟؟