mardomsalari
دلا خوبان دل خونین پسندند ..... دلا خون شو که خوبان این پسنند _ متاع کفر و دین بی مشتری نیست ..... گروهی آن گروهی این پسندند
mardomsalari
گفت:تا داروغه را گوئیم،در مسجد بخواب.....گفت:مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست __ گفت: دیناری بده پنهان و خود را وارهان.....گفت: کار شرع ،کار درهم و دینار نیست
mardomsalari
پای سروی جویباری زاری از حد برده بود...... های های گریه در پای توام ،آمد به یاد
mardomsalari
از داغ آتشین لب ساغرنواز تو ..... در جان ماست آتش و در ساغر است اشک _ با دردمند عشق تو، هم خانه است آه....با آشنای چشم تو همبستر است اشک
mardomsalari
آزار ما، به مور ضعیفی نمی رسد .... داریم دولتی، که سلیمان نداشته است
mardomsalari
از داغ آتشین لب ساغرنواز تو ..... در جان ماست آتش و در ساغر است اشک با دردمند عشق تو، هم خانه است آه....با آشنای چشم تو همبستر است اشک
mardomsalari
داده پیغام که یک بوسه تو را بخشم لیک ...... آن که قانع شود از بوسه به پیغام کجاست؟
mardomsalari
مه روشن میان اختران پنهان نمی ماند ..... میان شاخه های گل مشو پنهان که پیدائی
mardomsalari
غم و درد دل مو بی حسابه ..... خدا دونه دل از هجرت کبابه _ بنازم دست و بازوی تو صیاد ..... بکش مرغ دلم بالله ثوابه
mardomsalari
گوهر جام جم از کان جهانی دگرست..... تو تمنّا ز گل کوزه گران میداری