نه خو تورو ديدن در نرفتن
من بيام دشمن رام ميشه
قول ميدم جنگو باحالترش كنماااااااااااااااا
گلپر گلپر گلپر...سجي رو محاصره كردن
رُخ بنما تا دشمنان جا به جا سكته بزنن
بعضيا چه زشت دارن رنگ پس ميدن...با نزديك شدن به انتخابات كلمه "سبز" رو بيشتر استفاده ميكنن...تو سلام كردناشون،تو خداحافظي كردناشون،و ... اينا عقده اي و بيمارنخدا شفاشون بده
156 نفر از نخبگان اهل سنت بلوچ طی بیانیهای از دکتر جلیلی اعلام حمایت کردند.
به گزارش رجانيوز، اين نخبگان اهل سنت بلوچ در متن بيانيه خود اعلام كرده اند:
در شرایطی که ایران اسلامی با هدایت حکیمانه رهبر معظم انقلاب در حال پیشرفت و رسیدن به قلههای عزت می باشد ما جوانان و دانشجویان اهل سنت بلوچ سیستان و بلوچستان پس از مطالعه و تحقیق اعلام میداریم تنها کسی را که می تواند کشورمان را به سمت قله های عزت و پیشرفت سوق بدهد و در مقابل قدرتهای استکباری ایستادگی نماید را دکتر سعید جلیلی می دانیم. ما معتقدیم که حمایت از گفتمان ناب انقلاب اسلامی، اهل سنت و شیعه یا بلوچ و فارس نمیشناسد. اعتقاد راسخ داریم که ایشان در زمینه خدمت به مردم و پیشرفت کشورمان سرآمد هستند و ما حمایت کامل و قاطع از دکتر جلیلی می نمائیم .
آب قرار است نمادي از پاكي عشق رضا به معلم باشد كه در نيمه دوم فيلم با نام بردن آن پرده خوان از حضرت ابوالفضل (ع) به عنوان كسي كه عاشقانه سعي در رساندن آب به تشنگان برساند، فيلمي را به سمت و سوي معناگرايي ديني سوق ميدهد كه اين مسير با اين همه مطالب گونه گون جز سردرگمي بيننده چيز ديگري در بر ندارد. استفاده از نمادهاي مختلف در فيلم بدون هيچگونه دقتي طراحي شده اند و اين خود، سبب نقص فيلم در ارسال پيامش ميشود. پيوند عشق زميني كه در نيمه دوم فيلم به يك باره با شفاي امامزاده تبديل به عشقي معنوي ميشود خودنشان دهنده استيصال فيلمنامه نويس در نتيجه گيري و پايان بندي درست است چرا كه گنجاندن اين همه مطلب پي در پي با آن نمادگرايي هاي اغراق آميز اجازه بروز تحول شخصيت را به نويسنده نمي دهد و لذا فيلمنامه براي آنكه خود را نجات دهد به راه حلي معجزه آسا براي گذر از نيمه اول به نيمه دوم دارد و چه چيزي بهتر از شفاي امامزاده اين كار را انجام مي دهد.
موتورسواري كه در چند صحنه كوتا حاضر ميشود، چه نقشي را ايفا ميكند؟ نقش آدمي كه به نحوي انذار دهنده يا شيطان وار رابطه معلم و رضا را دنبال ميكند. اگر مقصد كارگردان از حضور نقش موتورسوار آنچه بيان شد، باشد، اين كاراكتر به جز يك كاركرد سطحي و حتي خنده دار كاري انجام نمي دهد.
پيوند رضا با خواهرش و خواهرزاده كوچكش در صحنههاي پاياني فيلم چه معنايي ميتواند داشته باشد؟! حلول پاكي چند باره همراه با ظرافتي زنانه در رضا، اين همه معنا، اگر هم مقصود بوده، در فيلم به جايگاهش نمي رسد.
مسير رفت و آمد موتور رضا مسيري است كه جنگل ورود و جاده شهر را شامل ميشود اين مسير، در واقع مسير سلوك رضا براي رسيدن به واقعيت عشق است، موتور رضا در باتلاق گل در ميانه جنگل متوقف ميشود، شمع حياتش رو به افول است سنجاق سر "معلم" كه معلم راه است شمع را پاك ميكند و موتور را براي پيمودن بقيه مسير آماده ميكند، هر چندمعلم هنوز به شاگردش خيان اطمينان ندارد و براي سپردن سنجاق سر به او در هراس است اما پس از سپردن يكي از خصوصيترين وسائلش به شاگرد طريقت معرفتش او را بيشتر باور ميكند، هر چند اين باورها در ابتداي فيلم راه به جايي نميبرد اما مقصود اين است كه ما در انتها به اين عشق رويايي برسيم.
اينها چندين مطلب ديگر كه بهتر است كه ديگر از آنها نگوييم اگر در ساختار بهتر قرار ميگرفت و شخصيتهاي بهتري خلق ميشد اثر وزيريان را به اثري شاخص تبديل ميكرد، اما هم اكنون با اثري مغشوش و چندين تيكه مواجهايم، و همين همدلي مخاطب را در كليتي واحد با اثر مخدوش ميكند.
نه خو تورو ديدن در نرفتن


...سجي رو محاصره كردن

13 سال و 5 ماه و 4 روز و 6 ساعت و 58 دقيقه قبلمن بيام دشمن رام ميشه
قول ميدم جنگو باحالترش كنماااااااااااااااا
گلپر گلپر گلپر
رُخ بنما تا دشمنان جا به جا سكته بزنن
خو احتمالم داره ببیننت دلشون تورو بخواد یهو نابود شیم
13 سال و 5 ماه و 4 روز و 6 ساعت و 57 دقيقه قبلدلشون بيجا ميكنه بخواد

13 سال و 5 ماه و 4 روز و 6 ساعت و 49 دقيقه قبلمن متاهلم

13 سال و 5 ماه و 4 روز و 6 ساعت و 43 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 4 روز و 6 ساعت و 9 دقيقه قبل