از اونجايي كه ما تازگيا ني ني دار شديم(دُخمــ.ــل آجيم)...تصميم به اِنتشار عكس هايي از او گرفتم...و شما دوستِ عزيز...خيلي خوش اِقبالي كه تو اين ليست خطابي...بُــرو حالشو ببر...لازم بذكر است؛لُــپــاش مالِ خودمه؛كسي حق نداره دس بزنه و اما...توضيح عكس شماره ي 1:خنده در خواب؛توضيح عكس شماره ي 2:سُرمه كشيدن به چش و چال ني ني؛توضيح عكس شماره ي 3:سرو و ته كردن ني ني جهت زدن عاروق بعد از خوردن شير
زمان این فیلم 2 ساعت است اما بخش هایی چند دقیقه ای از آن (به زبان انگلیسی و نیز با دوبله به زبان مصری محلی) بر روی شبکه ویدئویی "یوتیوب" (وابسته به شرکت آمریکایی گوگل) منتشر گردیده و با وجود اعتراضات تا این لحظه حذف نشده است. این در حالی است که این شبکه مدعی است فیلمهایی که موجب خشونت شود یا توهین به احساسات عمومی باشد را منتشر نمیکند.
شرکت گوگل در توجیه این عمل در اقدامی عجیب اعلام کرد: "این کلیپ با توجه به استانداردهای گوگل مشکلی ندارد(!) و بنابراین در یوتیوب باقی خواهد ماند؛ اما دسترسی به آن در لیبی و مصر ناممکن خواهد شد چرا که چیزی که در جایی توهینآمیز است، ممکن است در کشوری دیگر توهینآمیز نباشد!!". این در حالی است که اعتراضات علیه آن تمام جهان را فرا گرفته است.
مشخصات فیلم
نام فیلم: ساده لوحی مسلمانان (به انگلیسی: Innocence of Muslims)
سناریست، تهیه کننده و کارگردان: سام باسیل (به انگلیسی: (Sam Bacile
محصول: 2011 ـ ایالات متحده آمریکا
زمان: 120 دقیقه
حامیان مادی: صهیونیستها.
حامیان معنوی: «عصمت زقلمه» رییس دولت خودخوانده قبطی (هیئت عالی حکومت قبطیان مهاجر در آمریکا) ـ «موریس صادق» وکیل قبطی دادگستری ـ «تری جونز» کشیش قرآنسوز آمریکایی.
این فیلم با صحنههایی از حملات گروههای تندرو به یک داروخانه مربوط به پزشکی قبطی در مصر آغاز میشود. در این صحنه چند مسلمان با محاسن بلند با چوب و چماق به داروخانه این پزشک حمله میکنند. آنان در راه حمله ناجوانمردانه به این مغازه، یک زن مسیحی را به طرز فجیعی با تبر به قتل می رسانند. این افراد سپس مغازه اش را ویران نموده، بعضی اجناس را سرقت می کنند، و در نهایت با دستور یک روحانی مسلمان، مغازه و اموال باقیمانده را به آتش می کشند. در تمام این مدت، پلیس و نیروهای نظامی مصر تنها نظاره گر این حادثه است.
پس از این بخش، یک نوجوان که شاهد حمله فجیع مسلمانان به مغازه فرد مسیحی بوده است از دلیل خشن بودن آنان می پرسد و یک استاد در پاسخ وی به تاریخ اشاره می کند. از این سکانس، فیلم به حیات پیامبر اعظم(ص) در صدر اسلام منتقل میشود و با پخش جلوه های خشن و نیز صحنه های مبتذل (که از بیان آنها معذوریم)، علاوه بر توهین به پیامبر اکرم(ص)، دین اسلام به عنوان "سرطان" و مسلمانان را افرادی خشن، عقب مانده و طرفدار خونریزی نشان می دهد.
گذشته از صحنههای سخیفی که ارزش بیان ندارد، یکی از شیطنتهای فیلم آن است که مسلمانان را افرادی شکنجهگر معرفی کرده است و در صحنه ای از فیلم یک زن سالخورده به نحو عجیبی شکنجه می شود؛ در حالی که در تاریخ اسلام چنین چیزی مشاهده نمی شود. در واقع، در این فیلم بسیاری از جنایتهایی که نظامیان آمریکایی، اسرائیلی و غربی در سالهای اخیر در حق مردم فلسطین، عراق و افغانستان انجام داده و در "گوانتانامو" و "ابوغریب" مرتکب شده اند را بیشرمانه به اسلام و مسلمانان نسبت میدهد.
در این فیلم نقش پیامبر(ص) را یک بازیگر آمریکایی با رفتاری کمدی و توهینآمیز بازی میکند و در آن تلاش شده است تا نزول وحی بر پیامبر(ص) را دروغ معرفی کند.
روزنامه وال استريت ژورنال در توصیف این فیلم نوشت: فيلم "برائت از مسلمانان" یک فیلم سياسي و نه مذهبي است و در آن از اسلام به عنوان سرطان ياد شده است.
سام باسيل یک شهروند اسرائیلی ـ آمریکایی ایالات متحده است. وی یک مشاور املاک و مدير شركتهاي ساخمانی است که در کاليفرنياي جنوبي زندگي ميکند و دشمن قسمخورده اسلام است. علیرغم عدم انتشار هیچ تصویری از وی، او یک شخص حقیقی است و سنی بین 52 تا 56 سال دارد. (یعنی سام باسیل، یک نام مستعار نیست).
باسیل از دیروز سه شنبه (۱۱ سپتامبر 2012 ـ ۲۱ شهريور 1391) که با روزنامه صهیونیستی "هاآرتص" و روزنامه آمریکایی "وال ستریت ژورنال" مصاحبه کرد ناپدید شد و از مکان اختفای وی اطلاعی در دست نیست.
وی سپس در گفتگویی جدید با "آسوشیتدپرس"، بار دیگر به دین اسلام توهین کرده و آن را «سرطان» خواند. وی اذعان کرده که فیلم او، یک بیانیه سیاسی با هدف محکوم کردن اسلام بوده است.
وی دیروز نیز به روزنامه " وال استريت ژورنال" گفته بود: "برای ساخت اين فيلم 5 ميليون دلار از يكصد صهيونيست اعانه جمع آوری شده است. این فیلم با استفاده از 59 بازيگر و تيمی 45 نفره در پشت صحنه، به مدت سه ماه در اواسط سال گذشته میلادی در كاليفرنيا توليد شد".
اما با وجود این هزینه هنگفت، کیفیت فیلم بسیار پایین و دکورها و صحنهها بسیار آماتوری و پیش پا افتاده است.
در همین حال یک بازیگر زن که در این فیلم ایفای نقش کرده است ادعا کرد که عوامل فیلم از آنچه سازنده آن دنبال میکرده است، مطلع نبودهاند. وی میگوید که به وی گفته نشده بود که این فیلم در نهایت به کجا خواهد انجامید؛ بلکه در زمان فیلمبرداری، فیلم مزبور «جنگجویان صحرا» نام داشته و زمان آن نیز مربوط به هزاران سال پیش از ولادت پیامبر اسلام(ص) بوده است.
این بازیگر که «سیندی لی گارسیا» نام دارد، تصریح کرد: «قرار نبود این فیلم هیچ کاری به مذهب داشته باشد، بلکه قرار بود نشان دهد که در گذشته شرایط در مصر چگونه بوده است؟ در این فیلم در رابطه با [حضرت] محمد(ص) و یا مسلمانان چیزی نبود.»
یکی دیگر از اعضای گروه سازنده فیلم موهن هم که به دلایل امنیتی خواست تا نامی از وی برده نشود، روز چهارشنبه در پیامی به شبکه خبری سیانان ابراز داشت: «تمام عوامل فیلم بشدت ناراحت هستند و احساس میکنند تهیهکننده فیلم از آنها سوءاستفاده کرده است. ما از این فیلم حمایت نمیکنیم و درباره مقصود و منظور آن دچار گمراهی شدیم. ما از بازنویسیهای کامل فیلمنامه و دروغهایی که به عوامل فیلم گفته شد، شوکه شدهایم.»
همچنین بیانیهای از سوی عوامل فیلم منتشر و در آن اعلام شده است که نام پیامبر اسلام(ص) و هرچه که مربوط به اسلام است، پس از پایان مراحل فیلمبرداری به فیلم مزبور اضافه شده است. همچنین دیالوگهای اهانتامیز فیلم مزبور در زمان فیلمبرداری ضبط نشدهاند بلکه آن نیز بعداً بهوسیله دوبله تغییر داده شده و جایگزین دیالوگهای اصلی شدهاند.
این بیانیه تأکید کرده است که سام باسیل کارگردان فیلم از عوامل سازنده آن سوءاستفاده کرده است.
گروه موسوم به «قبطیان مهاجر»: دکتر عصمت زقلمة از شخصیتهای قبطی مهاجر و ساکن در آمریکا، در سال گذشته میلادی با ادعای اینکه مسیحیان قبطی مصر در معرض ظلم و قتل هستند "حکومت قبطي در تبعید" را تشکیل داد و خود را رییس آن اعلام کرد. دیگر مقامات این دولت خودخوانده «مستشار موريس صادق» مدیر اجرایی، «مهندس نبيل بسادة» دبیرکل و «مهندس إيليا باسيلي» هماهنگ کننده بین المللی آن هستند.
اما رهبران قبطی مقیم مصر، با رد تشکیل این دولت، اعلام کردند که زقلمة و موریس را نماینده خود نمی دانند.
«تری جونز» (به انگلیسی: Terry Jones): کشیش یک کلیسای کوچکی در ایالت فلوریدا است. وی جایگاهی در بین مسیحیان آمریکا ندارد و در کلیسای محلی او تنها حدود 20 و حداکثر ۵۰ نفر حاضر میشوند. وی از 11 سپتامبر سال 2001 تاکنون به همراه همسرش در کلیسایی کوچک در شهر "گینسویل" حمله علیه جهان اسلام را آغاز کردند. جونز در نهمین سالگرد حملات یازده سپتامبر خواستار برگزاری مراسم قرآن سوزی شد و سرانجام پس از غائلههای رسانهای فراوان و کسب شهرت منفی جهانی، در روز ۲۰ مارس ۲۰۱۱ این کار موهن را انجام داد. عواقب این کار ابلهانه وی گریبانگیر آمریکائیان مقیم کشورهای اسلامی و کارکنان سازمان ملل شد؛ و فقط در "مزار شریف" افغانستان دست کم ۱۲ نفر از نیروهای سازمان ملل کشته شدند. تری جونز از سوی رهبران دینی مسیحیت نیز مردود است و علاوه بر محکومیت رسمی وی از سوی "واتیکان" روحانیون مختلف مسیحی نیز کار وی را نفی کردهاند. رهبران دينی شهر ديربورن نيز با موضعگيری در برابر اين تصميم ضددينی تری جونز اعلام كرده بودند که مقابل مركز اسلامی ديربورن گرد هم خواهند آمد تا اعلام كنند مخالف اهانت به احساسات اقليتهای مسلمان هستند. وی پس از آنکه با سوءاستفاده از غائله سوزاندن قرآن در دو سال گذشته، از یک کشیش روستایی به یک چهره جهانی تبدیل شد پارسال نیز تبلیغات شدیدی را آغاز و سرانجام نسخه ای از قرآن را به آتش کشید. او امسال نیز نمایش مضحک "محاکمه مردمی پیامبر(ص)" را به راه انداخت.
با توجه به درخواست و پیگیری اغلب دوستان و خیرین بزرگوار، به مناسبت ایام مبعث حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله فراخوان تهیه ۳جهیزیه ۳عروس نیازمند(که ۲نفر آنها فاقد نعمت پدر هستند)منتشر می گردد.
پرونده یک:
در سن ۱۰ سالگی پدر ایشان به دلیل تومار مغزی فوت کرده است.
چند سال در منزل بستگان مستأجر بودند.
به همراه مادر و برادر خود زندگی می کند.
به سختی گذران زندگی می کنند و گاهی برای نیازهای اوّلیه مانند خوراک و پوشاک درمانده می شوند.
دچار کم خونی و مشکلات عصبی بخاطر وضعیت معده هستند و نیز دچار ضعف بدنی هستند.
بعلت نداشتن جهیزیه قادر به رفتن به خانه ی بخت نیست با وجودی که ۶ ماه است که عقد کرده اند و شرایط سر خانه رفتنشان مهیا است و منتظر جهیزیه هستند.
پرونده دوم:
عروس خانوم زهراسادات خ. در سال ۷۱ در سن ۵ سالگی پدرشون رو بر اثر سکته قلبی از دست می دهند.
ایشان در حال حاضر ۲۶ ساله ودانشجوی سال سوم می باشند.
سرپرستی خانواده با مادرسیده ایشان می باشد.
خانواده زیر نظر کمیته امداد می باشد وماهیانه ۵۰ هزار تومان مستمری دریافت می کنند که البته مبلغ ۲۵ هزار تومان بابت قسط وام از این مبلغ کسر می شود.
به غیر از یارانه در امد خاص دیگری ندارند.
حدود ۸ ماه پیش دختر دیگر این خانواده پس از سه سال وهشت ماه به کمک وام یک میلیونی کمیته امداد وکمک بعضی از خیرین عقد می کند.
در حال حاضر خانواده داماد نیز اصرار دارند تا قبل ماه رمضان عروس خود را ببرند واین در حالی است که مادر عروس خانم عنوان می کنند که توانایی تهیه هیچ یک از وسایل جهیزیه را ندارند و واقعا به خاطر این موضوع درمانده شده اند.
اینجانب ف.ع سرایدار دبستان … دولت آباد تهران با حقوق ماهیانه برای دو شیفت کار۴۰۰هزارتومان هستم.
فرزند بزرگتر دخترم دانشجوی حسابداری است.
پسرم در اثر تصادف رباط پای راست او آسیب دیده و دچار ۴۰درصد نقص عضو شده که خرج عمل او در سه سال پیش ۱۸میلیون تومان شده که ۶میلیون تومان آن را قرض و وام گرفتیم.
همسرم نیز در اثر تصادف در یازده سال پیش دو ماه به کما رفت و خون در سرش لخته شد و برای درمان عوارض کما ماهیانه ۹۰هزار تومان هزینه تهیه دارو او می باشد.
اکنون که دخترم عقد کرده است و قرار است شهریور به خانه بخت برود اما متاسفانه قادربه جهیزیه برای او نمی باشم.
به لينك زير مراجعه شود [لینک]
بزرگترین گروه های حقوق بشری در دنیا اگر به جای صهیونیستها به دست شیرهای درنده بود خیلی دنیای بهتری داشتیم.
..............................................
این شیرماده پس از شكار آهو متوجه می شود كه شكارش باردار بوده ، او سراسیمه
میشود ، نخست تلاش میکند تا بچه را نجات دهد ، و از دریدن شکارش دست
برمیدارد. اما وقتی نمیتواند بچه را نجات دهد بروی زمین در کنار شکارش دراز
میکشد ، عکاس بعدا پی میبرد که شیر سکته کرده است.
..............................................
و در کنار این عکس تصویری از یک صهیونیست با تی شرتی که رویش نوشته یک تیر و دو نشان با تصویری از یک زن باردار محجبه.
به کوشش: مهدی چمران
«خدا بود و دیگر هیچ نبود» عنوان کتابی است که به کوشش مهدی چمران تهیه شده است که مشتمل بر دستنگاشته ههایی است که در جمع آوری آنها زمان نگارش با تاریخ مشخص است.
این کتاب با مقدمه گردآورنده یعنی مهدی چمران آغاز می شود که در آن خلاصه ای از زندگانی شهید مصطفی چمران گنجانده شده است. در قسمت های بعد یادداشت های آمریکا، یعنی یادداشت هایی که در زمان تحصیل در آمریکا داشته است، دیده می شود. اولین نوشته این قسمت در اوایل تابستان 1959 نگاشته شده است که در آن تصمیم شهید بر پرهیز از گناه و تسلیم در برابر خدا مشاهده می شود. در قسمت های بعدی یادداشتهای لبنان درج شده است که بخش اعظم این کتاب را در بر دارد و در انتهای آنها یادداشتهای ایران گرد آمده است. در این قسمت تاریخ ها به صورت هجری شمسی است و تاریخ قسمت های گذشته همگی مطابق با تاریخ میلادی بوده است.
دو دست نوشته نیز به خط خود شهید در انتهای کتاب وجود دارد که اولین دست نوشته با عبارت "خدا بود و دیگر هیچ نبود" آغاز می شود و گردآورنده بر اساس این دست نوشته نام کتاب را انتخاب کرده است و پس از این دو دست نوشته عکس هایی از شهید چمران در حالات نماز، رزم، تحصیل و .. وجود دارد.
در تعدای از یادداشتهای لبنان احیاناً کلمات و لغات نامانوس عربی (نام مناطقی در لبنان و اصطلاحات عربی) وجود دارند که در پاورقی توضیح لازم ارائه شده است.
نوشته های آن شهید بزرگوار بسیار پر شور است و او گاه خداوند را و گاه امام حسین(ع) و ائمه اطهار را و گاه نفس خویش را مخاطب قرار می دهد که همگی حکایت از دل پر درد و روح مشتاق او دارد. در زیر قسمتی از نوشته او را که پس از شب قدر به قلم درآمده می خوانیم:
چه فرخنده شبی بود شب قدر من. شب معراج من به آسمان ها.
از طغیان عشق شنیده بودم و قدرت معجزه آسای عشق را می دانستم، اما چیزی که در آن شب مهم بود، این بود که وجود من، روح شده بود و روح من آتشفشان کرده بود. می خواست، همچون نور از زمین خاکی جدا شود و به کهکشان پرواز کند... آن گاه آتش عشق به کمک آمده بود و جسم خاکیم را سوزانده بود و از من فقط دود مانده بود و این دود همراه با روح من به آسمان ها اوج می گرفت...
شب قدر من، شبی که سلول های وجودم، در آتش عشق، تغییر ماهیت داده بود و من چیزی جز عشق گویا نبودم. دل من، کعبه عالم شده بود، می سوخت، نور می داد و وحی الهی بر آن نازل می شد و مقدس ترین پرستش گاه خدا شده بود. امواج خروشان عشق از آن سرچشمه می گرفت و به همه اطراف منتشر می شد. از برخورد احساسات رقیق و لطیف با کوه های غم و صحراهای تنهایی و آتش عشق، طوفان های سهمگین به وجود می آمد که همه وجود مرا تا صحرای عدم به دیار نیستی می کشانید و مرا از زندان هستی آزاد می کرد.
ای کاش می توانستم همه خاطرات الهام بخش این شب قدر را به یاد آورم. افسوس که شیرازه فکر و طغیان احساس و آتشفشان روح من، آن قدر سریع و سوزان پیش می رفت که هیچ چیز قادر به ضبط آن نبود....
نوری بود که در آن شب مقدس، بر قلبم تابید، بر زبانم جاری شد و به صوررت اشک، بر رخسارم چکید. من همه زندگی خود را به یک شب قدر نمی فروشم و به خاطر شب های قدر زنده ام. و تعالای شب قدر عبادت من و کمال من و هدف حیات من است.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس از شهرستان ساری، پیکر پاک سرهنگ پاسدار سیدمحمد سیدطالبی که دو شب گذشته به جمع همرزمان شهیدش پیوست امروز در بین حزن و اندوه مردم مرکز استان مازندران تشییع شد.
شهید سیدمحمد سیدطالبی که همرزم شهید چمران در جنگهای چریکی در ابتدای جنگ بود در سال 60 به خاطر اصابت گلوله از ناحیه گلو مجروح شد.
رامین جمشیدی آلاشتی داماد شهید سیدمحمد سیدطالبی در گفتوگو با خبرنگار فارس در شهرستان ساری اظهار داشت: سیدمحمد سیدطالبی اصالت اصفهان دارد و در اهواز مجروح شد.
وی ادامه داد: شهید سیدمحمد سید طالبی پس از بهبودی از مجروحیت سال 60 دوباره در جبهههای حق علیه باطل حضور یافت که دوباره مجروح شد.
جمشیدی ادامه داد: ترکش چند جای بدن این شهید عزیز را گرفته بود.
داماد شهید سیدمحمد سیدطالبی در ادامه با اعلام اینکه سیدمحمد سید طالبی حدود 6 سال است که به خاطر مجروحیت شدید در حالت کما قرار داشت و از ناحیه گلو تغذیهاش انجام میشد، یادآور شد: مری این جانباز جنگ طی این مدت به شدت آسیب دیده بود و دچار بیماری سرطان نیز شده بود.
جمشیدی در پایان گفت: از این شهید عزیز سه دختر به جا مانده است.
به گزارش خبرگزاری فارس: همسر شهید سید محمد سید طالبی نیز جانباز 21 درصد جنگ تحمیلی است.
حضور چشمگیر مردم ساری در مراسم تشیع جنازه این شهید بوی شهادت را در دیار علویان زنده کرد.
به گزارش خبرگزاری فارس، علویان استان مازندران شب گذشته در مراسم شب وداع این شهید گرانقدر در امامزاده یحیی ساری شرکت کردند و صبح امروز این شهید گرانقدر را از مسجد جامع ساری، خیابان 18 دی ساری و میدان شهدا و سپس تا ملامجدالدین ساری همراهی کردند.
از خودش ُ خودت میپرسم ..
..
..
13 سال و 5 ماه و 26 روز و 18 ساعت و 54 دقيقه قبلبذا بیاد .. میپرسم داستان چیه !! ..
خخخخ ! تونستي بپرس
13 سال و 5 ماه و 26 روز و 18 ساعت و 50 دقيقه قبلوالا قدیما منشیشون ُ در جریان ِ کاراشون میذاشتن .. الان ک ِ دیگـ ه .. اوضاع عوض شده ..
..
13 سال و 5 ماه و 26 روز و 18 ساعت و 47 دقيقه قبلپ چي ؟ !
13 سال و 5 ماه و 26 روز و 18 ساعت و 35 دقيقه قبلهیچـ ی ب جون ِ خودم .. نَزنمون ..
..
13 سال و 5 ماه و 26 روز و 16 ساعت و 36 دقيقه قبل