مارچلو
هیچ وازر وزر غیری بر نداشت
فردایی دیگر
انقدر خسته ام که نمیدونم چند دقیقه دیگه از کدوم جهت قراره بیافتم..
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
جواب سوالم توباشی اگر....زدنیاندارم سوالی دگر
مارچلو
لازمه با رها کردن قدرت کلمات، کمی سبک بشی ... به نظم و قانونمندی حادثه همونقدر اعتقاد دارم که به قوانین ثابت ِ دیگه ... گاهی دوست دارم چیزی رو فاش کنم اما توی خلوت، نه میون چشم همه ... ولی دوست دارم یه حادثه اونو به چشم اهلش برسونه ... و حادثه همونقدر نظام منده که سایر قوانین ... بنا بر قوانین هستی فقط کسی که راهش یکیه، زمانی از اون راه عبور میکنه ... من این حادثه رو دوست دارم، نه نظم ِ شلوغ ِ رهگذرایی که فقط مجبورن از مسیری عبور کنن ... کـِی خلوت و کی ازدحام؟
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
اولین نَم نَم پاییزی.چقد دلم به دِلِ آسِمون راه داشت!..
چی مگه من چیزی گفتم ؟

13 سال و 6 ماه و 16 روز و 31 دقيقه قبلنه من اینگوراز نشدم .
حتما مارچلو اين دفعه كه حوس كنسرت به سرم زد بهت خطاب ميدم خودتو آماده كن

13 سال و 6 ماه و 15 روز و 10 ساعت و 40 دقيقه قبل
13 سال و 6 ماه و 15 روز و 9 ساعت و 6 دقيقه قبل
....
13 سال و 28 روز و 13 ساعت و 44 دقيقه قبلصداش برا من بریده بریده است
13 سال و 12 روز و 14 ساعت و 27 دقيقه قبل