نغمـــــه ی دل
داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد
نغمـــــه ی دل
یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست / ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست
نغمـــــه ی دل
دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود//// تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود
نغمـــــه ی دل
دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود / دوش میآمد و رخساره برافروخته بود
نغمـــــه ی دل
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود / گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود
نغمـــــه ی دل
اسمان ان شب کمی اشفته بود ماه غمگین بود و گویا خفته بود سایه بود و خالی از مهتاب شب من اسیر غم در ان گرداب شب دل ز نوش غم چو مستان گشته بود بغض من بشکست ان شب ناگهان از صدای ساز بی وقت شبان
نغمـــــه ی دل
بگذار هر کسی هر چه دوست دارد بگوید... مهم این است که تو دردانه ی منی و من از تمام خوبی ها و بدی های این دنیا فقط و فقط تو را می خواهم... اگر چه نه اسمت در کنار اسم من نه سقفت هم سقف من و نه دستانت در دستان من است.
نغمـــــه ی دل
یا مبسما یحاکی درجا من اللالی / سلام الله ما کر اللیالی
نغمـــــه ی دل
تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی / ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی
نغمـــــه ی دل
شاید این عشق نیست شاید تنهایی ست که به دل می کوبد که تو را می جوید یا که شاید هوس است که درون قفس است که پی همنفس است من نمی دانم چیست؟ شاید سرگرمی ست یا فقط دلتنگی ست حس من هرچه که هست فکر تو در خاطرم هر لحظه هست
نغمـــــه ی دل
تو را که هر چه مراد است در جهان داری / صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری
نغمـــــه ی دل
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند /هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
نغمـــــه ی دل
یا رب سببی ساز که یارم به سلامت / ای هدهد صبا به سبا میفرستمت
نغمـــــه ی دل
با تو پیمان وفا می بندم با تو با عالمی می پیوندم در خیالت نه نمی گنجد این عشق شیرین، غمگین، زهرآگین
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 11 روز و 14 ساعت و 13 دقيقه قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 23 روز و 16 ساعت و 45 دقيقه قبل