نغمـــــه ی دل
داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد
نغمـــــه ی دل
اگر "تو" را امتحان میگرفتند، بی شک من رتبه اول میشدم ... بس که تکرار کردم نامت را در مرور خاطرات!
نغمـــــه ی دل
تو را آرزو نخواهم کرد ، هیچ وقت ! تو را لحظه ای خواهم پذیرفت که خودت بیایی ، با دل خود نه با آرزوی من
نغمـــــه ی دل
تو باور نداری این حرف ها را ! وگرنه من سالهاست برای آنکه در فال تو باشم در قهوه ی تو غرق شده ام
نغمـــــه ی دل
چیزی در من می جوشد تو را فرا می خواند به نوشتن از سر خط به خط کشیدن روی نوشته های شکسته ، به مرگ سپردن خاطرات ترک خورده ، به نوشتن با یک دل شکسته ولی پیوسته من نوشتم از سر خط دفتر تازه ، خط کشیدم روی نوشته های شکسته ، به مرگ سپردم خاطرات ترک خورده را ، می نویسم با یک دل شکسته ولی پیوسته به ندای قلبی من گوش کن شروع کن حالا نوبت توست سر خط دفتر تازه منتظرم ....
نغمـــــه ی دل
در سنبلش آویختم از روی نیاز /گفتم من سودازده را کار بساز
نغمـــــه ی دل
تمام غصه ها از همان جایی آغاز می شوند که ترازو بر می داری می افتی به جان دوست داشتنت . اندازه می گیری ! حساب و کتاب می کنی ! مقایسه می کنی ! و خدا نکند حساب و کتابت برسد به آنجا که زیادتر دوستش داشته ای ، ... ... که زیادتر گذشته ای ، که زیادتر بخشیده ای ، به قدر یک ذره ، یک ثانیه حتی ! درست از همانجاست که توقع آغاز می شود و توقع آغاز همه ی رنج هایی است که به نام عشق می بریم...!A (35)
نغمـــــه ی دل
یک همدم باوفا ندیدم جز درد/ یک مونس نامزد ندارم جز غم
نغمـــــه ی دل
ای دوست دل از جفای دشمن درکش / با روی نکو شراب روشن درکش
نغمـــــه ی دل
عشق رخ یار بر من زار مگیر / بر خسته دلان رند خمار مگیر
نغمـــــه ی دل
مدامم مست میدارد نسیم جعد گیسویت / درد ما را نیست درمان الغیاث
نغمـــــه ی دل
یا رب سببی ساز که یارم به سلامت / ای هدهد صبا به سبا میفرستمت
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 11 روز و 14 ساعت و 13 دقيقه قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 23 روز و 16 ساعت و 45 دقيقه قبل