نغمـــــه ی دل
داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد
نغمـــــه ی دل
وقتی قهرمان جهان شدم آنگاه فهمیدم که باید بیشتر خم شوم تا مدال قهرمانی را به گردنم بیاویزند
نغمـــــه ی دل
پسرک جلوی خانومی را میگیرد و با التماس میگوید : خانم ! تو رو خدا یه شاخه گل بخرید زن در حالی که گل را از دستش میگرفت نگاه پسرک را روی کفش هایش حس کرد , چه کفش های قشنگی دارید ! زن لبخندی زد و گفت:برادرم برایم خریده است دوست داشتی جای من بودی؟؟ پسرک بی هیچ درنگی محکم گفت : نه ولی دوست داشتم جای برادرت بودم ! ... تا من هم برای خواهرم کفش می خریدم…
نغمـــــه ی دل
من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه برمیخیزند من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد؟
نغمـــــه ی دل
قیمت شیر باز هم افزایش یافت
نغمـــــه ی دل
ای که عشق را در وجودم نهادی و به من آموختی تنها عشقی حقیقی ست که به تو منتهی شود؛ و من آن را در دیدن عاشقانه هایت در سراسر دنیا یافتم، در سفر. عاشقانه دوستت دارم خدای من!
نغمـــــه ی دل
باز هم خورشید درآسمان درخشیدن گرفت! آسمان آبی و صاف است،هوا پاک و پراز اکسیژن تازه. درکنارجاده درختان صنوبر درگذرباد ازلا به لای شاخ وبرگهایشان خودنمایی می کنند. نفسی عمیق بکش وریه هایت را سرشاراز اکسیژن کن،بگذار این هوای خوش،این زیبایی بیرون؛دنیای درونت را هم دربربگیرد،بگذار درتک تک سلول های وجودت نفوذ کند. زمان درگذر است و توچه باشی؛چه نباشی این دنیا هست واین لحظات وزندگی همواره در جریان است،پس زندگی کن وبگذر ای مسافر!!!!!
نغمـــــه ی دل
عصرآهن مامحکومیم؛ محکومیم به بودن... نه به ماندن... بودن درمیان زشتی های به ظاهر زیبا که مارا دورمی کنند... دورمی کنند اززیبایی هایی که امروز دلیلی شدند برای بد شدن و بدماندن... واین چقدر دردناک است!! چقدر دردناک است که زیبایی ها دیده نشوند...یا؛نه... دردناک تراز آن این است که زیبایی ها زشت دیده شوند! بیایید،بدانیم که ماندنی نیستیم؛ پس لحظات بودن را به زیبایی سپری کنیم!!!
نغمـــــه ی دل
آرام باش عزیز من آرام باش دوباره سر از آب بیرون می آوریم و تلألو آفتاب را می بینیم زیر بوته ای از برف که این دفعه درست از جایی که تو دوست داری، طالع می شود
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 11 روز و 14 ساعت و 13 دقيقه قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 23 روز و 16 ساعت و 45 دقيقه قبل