دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

من‌ام زنی که آینه همه چیزش را می‌داند... درباره »
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
زن - مجرد
امتیاز: 3232

دنبال‌شدگان

(412 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(466 کاربر)

گروه‌ها

(121 گروه)

بازدید

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
kjdl2cv22z6v04c42k.jpg †○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

چشم‌هاتْ غزل، لب‌هاتْ غزل، بوسه‌هاتْ غزل؛ ... کاش حافظِ این‌همه غزل من بودم!

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
bo4eha833wb17hh9wi2.jpg †○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

تالاپ... ماه بر بام خانه ام می افتد. ادامه ی بارانها همیشه زیبا نیست. و همین طور ادامه ی رؤیاها.

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
lok00ldetwg6r7kdovqc.jpg †○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

" دلم یک دل سیر دیدنت را میخواهد، سیر شده از نبودنت، تو که می آیی ، هوای اینجا بهاری تر می شود ؛ حتی در گرمای طاقت فرسای تابستان ..! "

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

آمده بودے کــِ بروے رسمـ چنین استــ تو بیا و بمان میخوآهمــ رکورد دار شوے در بر ـهَم زدنِ عادتــــ هآ

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
Montakhab12_086.jpg †○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

دست به دامن خدا که می شوم چیزی آهسته درون من به صدا می آید که... نترس! از باختن تا ساختن دوباره فاصله ای نیست...!

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
avatar188798_76.gif †○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

روی ایوان کهنه چند تکه مهربانی افتاده است سرم را بالا میگیرم تو هنوز مرا دوست داری . . .

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

دلم گرفته ،به اندازه ی تمامی دلتنگی های دنیا دلتنگم،دلم گرفته،به اندازه ی تمام تنهایی های عالم

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

فصل عوض می‌شود جای آلو را خرمالو می‌گیرد جای دلتنگی را دلتنگی!

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

پس از مرگ حوا ؛ آدم گفت : هرجا که او بود بهشت بود! خاطرات آدم و حوا

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

گفتی برو تنها بمون با غصه هات همراه بمون...//دوستان مهربـآنم بدرود تا سلامی دوباره //

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

شــاید تــــُو سُکوتِ میانــِ کلاممــ باشـﮯ دیدهــ نمیشو ی امـــّــا من ، تـــُو را احســـاس میکنم شــاید تــــُو هیــاهویــــِ قلبمــ باشـﮯ شنیده نمیشو ی امـــّــا من تـــُو را نفســ ـــ میکشم

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

کسی به فکره گل ها نیستــــ کسی به فکره ماهی ها نیستـــــ کسی نمیخواهد باور کند که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده استـــــ که ذهن باغچه دارد آرام آرام از خاطرات سبز تهی میشــــود و حس باغچه انگار چیزیــــــ مجرد است که در انزوای باغچه پوسیده استـــــ. حیاط خانه ی ما تنهاستــــ، حیاط خانه ی ما در انتظار بارش یک ابر نا اشنا خمیازه میکشــــد و حوض خانه ی ما خالیستــــــ. ستاره های کوچک بی تجربه از ارتفاع درختان به خاک می افتنــــــد و از میان پنجره های پریده رنگ خانه ی ماهی ها شب ها صدای سرفه می آیـــــــد حیاط خانه ی ما تنهاستــــــ!!!!

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

هي زمان بمان من از اينجاي زندگي خوشم مي آيد ! پياده مي شوم !

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

گُم شده چون کبوتری در جبروت برج‌ها.

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

ورق زد و به آسمان نگاه کرد: ستارهای خندان، عبوس ، پرحرف ، خاموش... پاییز به انتها رسیده بود. دیگر هیچ پسته دهان بسته‌ای خندان نمی‌شد.