†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
زندگی رز بود یا میخک نمی دانم.. لذت بر باد دادنهای روزانش مرا بس بود.. آخرین گلبرگ را نذر تو خواهم کرد.. جانِ نا آرام ِ من! بدرود.. بدرود.. بدرود...شبتـون آروم و شـآد
بازی با کلمات و دِل واژه ...
هیچی!! ببخش... یـآدت از خیـالم گذشتـــــــ...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
زندگی در اعماق عادت ها هیچ فرقی با مرگ ندارد تو مرده ای، فقط معنای مرگ را نمی دانی!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
يـاران بموافقت چو دیــدار کـنید/ بـاید کــه ز دوست یـاد بسیار کنید
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دلی دیرم خریدار محبت /کز او گرم است بازار محبت
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
او شده سرگرم خود اندر نهان /جای خود از ناز بفرسوده بود
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تو که می دانی ؟؟همه روزگارم رفت...و من بالُ پر شکسته به انتظار مرگ نشسته م...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
"بـــــرزخ" بی شــک، هـمین روزهای مـن اسـت؛ که بی "تـــو" می گـذرد...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
لطــف ِ عشــــــــــــق بــــه بــداهــــه بــودنـــشِ ـــــــهِ ... سنـــاریـــــو ننـــویــــــس لطــــفـــــــــــــــاً . . . !
غمی به دل دارم...
13 سال و 21 روز و 6 ساعت و 26 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 17 روز و 11 ساعت و 13 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 18 ساعت و 31 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 13 روز و 33 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 2 روز و 2 ساعت و 21 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!