†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دلم میخواهد این بار اگر گلی را دیدم آن را نچینم . دلم میخواهد ... می شود باز هم کودک شد ؟؟؟؟ .. راستی خدا! دلم ، فردا هوای امروز را می کند؟؟!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
با تو بودن همیشه پر معناست بی تو روحم گرفته و تنهاست با تو یك كاسه آب یك دریاست بی تو دردم به وسعت صحراست
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سالها رفت و هنوز یک نفر نیست بپرسد از من که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟ صبح تا نیمه ی شب منتظری همه جا می نگری گاه با ماه سخن می گویی گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جویی راستی گمشده ات کیست؟ کجاست؟ صدفی در دریا است؟ نوری از روزنه فرداهاست یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست...؟
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
پاییز بی ریا وبی تو بودنی که پایان ناپذیر است تکانم می دهد....حتی گاهی طنعه هایت.. اینجا همه چیز خسته کننده است... تورا به حرم واژه ها برگرد...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دیوانه این ها شعر نیستند؛ هذیان اند... به خودت نگیر! کسی اینجا برای تو نمی سراید؛ دلباخته ات مرد... هنگامی که چشم در چشمش، با غریبه ها می خندیدی!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
بذار اونی که حسوده تو حسودیش بمیره... آخه هیچ کس نمی تونه تو دلم جاتو بگیره...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
خیالت همه جا با من است دلم گرمای بودنت را میخواهد نه سردی خیالت را...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
زن جنس عجیـــــبی ست ..
چشم هایش را که می بنـــــدی ؛
دید دلــــش بیشتر میشود !
دلش را که میشکنی
بـــــاران لطافت از چشم هایش سرازیــــــر ..
انگـــــار درست شده تا روی عشــــق را کــــــم کند ..
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
در کعبه کوی تو هر انکس که در اید/ از قبله ابروی تو در عین نماز است
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تا معطر کنم از لطف نسیم ِ تو مشام /شمّه ای از نفحات نفس یار بیار...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
اگر چه حسن فروشان به جلوه آمدهاند کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
وفا کنیم وملامت کشیم وخوش باشیم/ که در طریق ما کافریست رنجیدن
غمی به دل دارم...
13 سال و 20 روز و 21 ساعت و 9 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 17 روز و 1 ساعت و 56 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 9 ساعت و 14 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 12 روز و 15 ساعت و 16 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 1 روز و 17 ساعت و 4 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!