†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
شب، تعبیرِ ساده ای است؛ از نبودنِ نگاهت...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
کـــمرِ واژه هـایم شــــکسته ؛
زیـرِ بـــارِ
اینـــــــــــــــــهمه تنــــــــــــــــــــــهایی....
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
اصرار كردم حقيقت را بگويد ، تا روشن شوم ! حقيقت را كه گفت ، براي هميشه خاموش شدم ...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
آرام شده ام ؛ مثل درختی در پاییز وقتی تمام برگ هایش را باد برده باشد
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
این روزها عشق را با دست پس می زنند و با پا پیش می کشند ! حیف از عشق که زیر دست و پاست …
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
بودم! دیــــــــــــدم با دیگری شـــادتری , رفتــــــــــم !!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
اے كاش قانون همہ دوستے ها اين بود: \"يا رفاقت تعطيل يا جدايے هرگز\"►
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
می ترسم از بعضی آدمها ... آدمهایی که امروز دوستت دارند و فردابدون هیچ توضیحی رهایت می کنند... آدمهایی که امروز پای درد دلت می نشینند و فردا بیرحمانه قضاوتت می کنند... آدمهایی که امروز لبخندشان را می بینی و فردا خشم و قهرشان... آدمهایی که ام روز قدرشناس محبتت هستند و فردا طلبکار محبتت... آدمهایی که امروز با تعریف هایشان تو را به عرش می برند و فردا سخت بر زمینت می زنند... آدمهایی که مدام رنگ عوض می کنند امروز سفیدند، فردا خاکستری، پس فردا سیاه... آدمهایی که فقط ظاهرا آدمند ... چیزی هستند شبیه مداد رنگی های دوران بچگی مان !! هر چه بخواهند می کشند... هر رنگ که بخواهند می زنند
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
کــــلاغ هــــم به سیـــــــــاه بودنــش
شکــــــ کـــرد
وقتـــی کـــه بخــــت مـــــرا دیـــــد !
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تو دور می شوی من در همین دور می مانم ! پشیمان که شدی برنگرد ! لاشه ی یک دل که دیدن ندارد !
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوتم! تمام حرفهای من است! سکوتم راگوش کن! گریه ات میگیرد!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
چه دوســـــتی پاکی دارند کفـــــش ها .. هرکدام که گـــــم شود ، آن یکی را ، آواره ی خــــودش می کند .
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
مهدیا خانه صبر ز هجران تو گردید خراب/ دگر بس است جدایی خدا کند که بیایی
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تو غربت نگاه تو که با نگاهم آشناست/ يه دنيا حرف گفتني ست ولي لب تو بي صداست
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دنیایم سرشار از غم است دل از خود فارغ است
غمی به دل دارم...
13 سال و 20 روز و 23 ساعت و 42 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 17 روز و 4 ساعت و 29 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 11 ساعت و 47 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 12 روز و 17 ساعت و 49 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 1 روز و 19 ساعت و 38 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!