†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
قـطعا روزے صـدایـم را خـواهـے شنیــد!
روزے کـہ نـہ صــدا اهمیــت دارد،
و نـہ روز . . .
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
به یاد داشته باش : اشتباهی که مرتکب می شوی تنها می تواند همان سر آغاز جدیدی باشد که در جست و جویش بوده ای !
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
حقیقت تلخی که به زبان آید ، بهتر از زندگی
نا شادی است که در خاموشی سپری شود.
پس آن را به زبان آور!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تیمار غریبان اثر ذکر جمیل است /جانا مگر این قاعده در شهر شما نیست
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
مـفـروش عـطـر عـقـل بـه هـنـدوی زلـف ما /کـان جـا هـزار نـافـه مـشـکـیـن بـه نیم جو
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد /چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تو چه میفهمی؟؟؟ حال و روز کسی را... که دیگر هیچ نگاهی دلش را نمیلرزاند... ا
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
قاصدك دلم عجيـــب هواي پــريدن دارد! ـ يك *فـــوت* مهمانِ تو! ـ نه...! صبر كن..!! ..انگار نگاه ِتو كافيست...!!! ـ نگاهش كه ميكني ـ ساده ميپرد...!!! تو نگاه كن... خودش راه رسيدن را خـــوب ميشناسد.....!!!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
مسلمان گفت: آیا زبان ژاپني بلدی..؟! نامسلمان گفت : خیر...! ... مسلمان کتابی به زبان ژاپني به وی داده و گفت: روزی سه بار صبح ظهر و شب , بیست صفحه از این کتاب را بخوان..! نامسلمان گفت: مگر دیوانه ام کتابی را که نمی فهمم بخوانم...؟! مسلمان گفت: معجزه ی ما این است که جهارده قرن تمام, مردم کتابی را با ذوق و شوق تمام می خوانند که نمی فهمند و بدون وضو هم به آن دست نمی زنند..
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
خوش بودن که به این سادگی ها نیست...../ باید تو باشی و باران....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
هیچ وقتـ از تنـهـایی دلگیـر نبـاش کـه خـودش تنهـاستــــــ...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
ز خواب غفلت و هول قيامت/ زبانم را به استغفار گـردان
غمی به دل دارم...
13 سال و 21 روز و 2 ساعت و 16 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 17 روز و 7 ساعت و 2 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 14 ساعت و 21 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 12 روز و 20 ساعت و 22 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 1 روز و 22 ساعت و 11 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!