†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
وگـــر تــو بــا مــن هــم خــرقــهای و هــمــرازی/ بـگـو کـه صـورت آن شـیـخ خـرقه پوش چه بود
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
آمدهام که سر نهم عشق تو را به سر برم /ور تو بگوییم که نی نی شکنم شکر برم
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی /یکدم آرام نگیرم نفسی دم نزنم
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دارم از زلف تو اسباب پریشانی /جمع ای سر زلف تو مجموع پریشانیها
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
اي غم ، تو که هستي از کجا مي آيي؟ /هر دم به هواي دل ما مي آيي
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
مي رود عمر عزيز ما، دريغا چاره چيست /دي برفت و ميرود امروز و فردا، چاره چيست
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تو بد هم که باشی، چیزی از ارزشت، برایم کم نمیکند! من سالهاست یادگرفته ام، روی بی ارزش ترین چیز ها، قمار کنم!
غمی به دل دارم...
13 سال و 20 روز و 23 ساعت و 42 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 17 روز و 4 ساعت و 29 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 11 ساعت و 47 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 12 روز و 17 ساعت و 49 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 1 روز و 19 ساعت و 38 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!