†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دلتنگی هایم را به بند میکشم شـــایــد روزی لایق گریبانت شوند
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سلام بر خـــــــــوبــــــــــان صبحتــــــــــون زیبــــــــــا
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تــو بـــا دلتنــــگیای مـــن تو با ایـــن جـــــاده همدســــتی تظــاهـــــر کن ازم دوری تظاهـــر می کنــــم هســـتی
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
نـــــه … اشتباه نکنید ! هیچ چیز از هیچ کس بعید نیست … !!!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
شعر چيزي نيست، لحن ِ گفتن ِ "دوستت ميدارم" است! من لال و كور و فلج و بي دست و پا شوم اگر شعر نتوانم گفت شايد! اما... دوستت خواهم داشت حتما"...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تنت را ديد گل گويي كه در باغ /چو مستان جامه را بدريد بر تن
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تو بدری و خورشید تو را بنده شدهست /تا بندهٔ تو شدهست تابنده شدهست
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
ای نوح...!!!! ای پیامبر خدا...! کاش به جای این همه حیوان. .. یک جفت انسان با خودت می بردی...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
خسته*ام خیلی خسته به من جایی بدهید می*خواهم بخوابم یک تخت خالی یک دنیای خالی یک قلب خالی…
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
باز هم دلتنگی .... باز هم زمزمه هایی از جنس بغض و تنهایی .. باز هم پنجره باز و انتظار نیامدنت ... اگر بدانم که می ایی تمام بغض های کهنه را فروکش میکنم .
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
ناگفته هایم زیاد است ازمن می خواهی برایت همه را بگویم اما…اشتیاقت همان چند دقیقه است حرفها بوی اندوه دارد به کلام دوم نرسیده خسته می شوی و می روی مثل همه و من می مانم و... تنهایی نامهربانی بی همزبانی راستی تو حرفهایت را برای که می زنی؟
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
بــرایم چیــزی بنــویس ... از رویای کوچه های باران زده خیــس از بلاتکلیفی هــای ایــن شهــر خسته ام .. این پایـیز زودرس ، این گــرمای آدم کش دیــوانه ام می کند ! مـــرا ببـــر تا آرامــش شب های پـــاریـــس !!!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
به انتظار فصل تو تمام فصل ها گذشت... چه بد گذشتــــــــ !
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
به مرگ هم نمیشود امید بست وقتی در تو رسوب میکند تنهایی!
غمی به دل دارم...
13 سال و 21 روز و 3 ساعت و 14 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 17 روز و 8 ساعت و 1 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 15 ساعت و 19 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 12 روز و 21 ساعت و 20 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 1 روز و 23 ساعت و 9 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!