†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
میترسم کسی بوی تنت را بگیرد نغنه دلت را بشنود و تو .............خو بگیری به ماندنش ... ..چه حس خط خطی و جهنمی ست این احساس حسودی من....
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
حالا که رفته ای
کل دنیا مرخصی گرفتن که خراب شن روی سرم
چه خوب...
چه خوب که ویرانیم را نمبینی
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
خون مرده سکوتم/در وادی خموشان
راه نفس ندارم/ کم کم ببار باران....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
نفسم هم که باشی... دیر برسی من رفته ام...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تـو را حتی بـا سـردی نگاهتـ دوستـ دارم ....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
مجنـون نیستـی...امـا برگـرد...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
هر کس میرود دیگـر بازنمیـگـردد...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
به دلم مانده عاشقانه ای بنویسم..! بدون مخاطب... مثل کبوتری پروازش بدهم...جایی بنشیند جز بام خانه ی تو...!!!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
سُنتـ نشکـن...خـود بــآش آزادتــــرین فـرد...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
راز دلت را مکن فاش به نامحرمان/ در بر مامحرمان راز گشودن خطاست
غمی به دل دارم...
13 سال و 19 روز و 22 ساعت و 45 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 16 روز و 3 ساعت و 31 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 12 روز و 10 ساعت و 50 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 11 روز و 16 ساعت و 51 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 18 ساعت و 40 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!