Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
زخم های دل را در لابلای این حرف ها، این کوچه ها و این لحظه ها گم می کنم، اما امان از این حافظه که باز تو را به آنجا می برد که می خواهد...
Jangal
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی........ چه خیالها گذر کرد و گذر نکرد خوابی
Jangal
شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار...مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد
Jangal
بچه ها شبتون خوش فردا محاسبات دارم
Jangal
اِبریق می مرا شکستی ربّی...
Jangal
خرم آن روز کزین منزل ویران بروم ...راحت جان طلبم وزپی جانان بروم
Jangal
آدم برفــی نبودم که به پایت یک شبه آب شودم ! مـــن مـــــــو به مـــو سفیــــــــد شدم!
Jangal
چه روزای بدی سر شد هنوز از خنده می ترسم ...من از گذشته دلگیرم که از آینده می ترسم
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 9 روز و 11 ساعت و 37 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 15 ساعت و 3 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 14 ساعت و 50 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 14 ساعت و 41 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 14 ساعت و 39 دقيقه قبل