Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
ادای آدمای قوی رو در آوردن هنر می خواد ... اینکه خسته باشی، بغض داشته باشی و از درون شکسته ... صورتت رو با سیلی سرخ نگه داری ... ... و خودت رو به زور سر پا ! هی به خودت بگی اتفاقی نیفتاده.. ولی ته دلت بدونی"اتفاق" افتاده ، افتاده .....!
Jangal
دیدی...در یک لحظه تمام دنیا را دزدیدند...از آن به بعد فقط همه چیز تکرار می شود که بگوید دیدی همان است که نمی دیدی...
Jangal
راه میروم و شهر زیر پاهایم تمام میشود.
Jangal
خوبم! درست مثل مزرعه ای که محصولش را ملخ ها خورده اند دیگر نگران داس ها نیستم...اما تا همین چند روز پیش نگران داس ها بودم
Jangal
در زمین عشقی نیست که زمینت نزند، آسمان را دریاب...
Jangal
گر خوب نیم خوب پرستم باری.... ور باده نیم ز باده مستم باری.... گر نیستم از اهل مناجات رواست..... از اهل خرابات تو هستم باری
Jangal
کی می شود به روی تو روشن چراغ چشم؟......روشن نشد جواب سوالی که داشتم......باری مگر ز شرقِ نگاه تو بردمد......آن آفتاب رو زوالی که داشتم
Jangal
بوی پاییز میدهد تابستان ، این روزها ..... انگار که شهریور عاشق شده باشد ...
Jangal
تو ضامن لبخند من نیستی...اما حداقل بگذار بهانه ام باشی...
Jangal
تا وقتی به خدا پشت کرده باشی او را نخواهی دید!....
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 9 روز و 13 ساعت و 55 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 17 ساعت و 21 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 17 ساعت و 9 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 17 ساعت قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 16 ساعت و 57 دقيقه قبل