روزهای خوب خواهند آمد
اندکی صـــــبر ...
اما #صبری به قیمت جان کندن
صبری به قیمت #اشکهایی که از تو #یعقوب خواهند ساخت
و شبهایی که
آنقدر طولانی خواهند گذشت
که عمر #نوح هم کم است برای پشت سر گذاشتنشان
اما
همین امیدشاید کورسویی توان در روح #خسته ما
بدمد
شاید ...
"اُرکـــــــــــیده"
از #شعر#رپ بدم میاد یه مشت حرف هم قافیه یا هم وزن بی یا کم معنی رو میذاره کنار هم و یه ماجرای بد و ضد فرهنگ میسازه بهش میگه #ترانه و شعر ..آخه مگه کاری داره ..هر کی میتونه رپ بسازه مثلا قبلش بگم اسامی فقط برای تعادل وزن اند.. به کسی بر نخوره لطفا : امروز عشق من حال من در همه ... حال و احوالمو میگما بر همه...آخه امروز یه چی اینجا کمه ...غم من نبودنه ننه اکرمه...همون که آشپز خونه ی #دوست-دخترم ،صنمه...آخه کی امرو دیگه به دلم مرهمه...نه انگاری خوراک ما امرو شلغمه ...شلغمه؟! نیمرو و سوسیس موسیس در هم بر همه! ...پاشو پاشو زنگ بزن فست فودی اصغر قمه ..بگو ماییم اشتراکه 2814 ...ای بابا اشتراکمونم که دو رقمش کمه...نه دیگه زندگی نی این خود ماتمه ...وقت دوستی دوباره با تکتمه ...تکتم کیه؟ ،داف در حال کاتمه ... الو تکتم #عشق من سلام... عسلم دنیا بی تو خوده غمه ... تویی که صدات به دلم مرهمه...تویی که نگات واسه من،عالمه ...تکی بیا سر قرارمون ،آره ...بیا دیدنت چسب زخمه دلمه ... آره میدونم سر ظهره اما بهتر ... اصلا این ساعت اوکازیون مامور پامور کمه..ادامه دیدگاه->
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ عزیزترینم برای من هم بی تو
هیچ چیز
هیچ جا
رنگی جز یاد تو
عشق تو
و دلتنگی برای تو
عشق من , نداره
اشکــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کاش #پرنده مردنی بود ... نمی میرد ... و با #خاطرات-پرواز ... هر نفس ... #جانی دوباره میکند ... کاش پرنده #مردنی بود ... در قفس ماندن ... و خاطره ی #پرواز ... هزار بار تلخ تر است ... "اُرکـــــــــیده"
ناز تو شعله میکِشد بر دلِ بینوای من / زین همه شعله میدمد روشنی سرای من / دل چو سپند ِ روی تو میکِشدم بسوی تو / سوخت در آرزوی تو قالب ِ محتوای من ... !/ [مسعود آذر]
وَمالي لا اَبْكي وَلا اَدْري اِلي ما يكوُنُ مَصيري چرا گریه نکنم؟ در حالی که نمی دانم کجا می خواهم بروم. وَاَري نَفْسي تُخادِعُني وَاَيامي تُخاتِلُني و من نفسم را می بینم که به من نیرنگ می زند و روزگار مرا فریب می دهد. وَقَدْ خَفَقَتْ عِنْدَ رَاْسي اَجْنِحَه الْمَوْتِ و در حالی که مرگ بالهای خودش را بالای من باز کرده. فمالی لا ابکی......... ابکی لخروجی نفسی ........... ابکی لظلمه قبری........... ابکی لضیق لحدی.......... ابکی لسوال منکر و نکیرایای ... ابکی لخروجی من قبری... عریانا ذلیلا حاملا .......... ثقلی علی ظهری پس چرا گریه نکنم؟ گریه می کنم برای جان دادنم، گریه می کنم برای تاریکی قبرم ، گریه می کنم برای تنگی گورم . گریه می کنم برای پرسش نکیر و منکر ازمن . گریه می کنم برای آن لحظه ای که از قبر برهنه و خار بیرون آمده و بار سنگین اعمالم را بر پشت گرفته ام.
ببخش اينقدر كه بايد قوي نبودم!ببخش قدر فكر تو قوي نبودم!ببخش كه نفهميدم چگونه بايد قوي بود!ببخش كه قوي بودن را بلد نيستم!آخر ميداني قوت من...ببخش كه سنگ بودن را خوب بلد نيستم
به نظر من اينكه يه فرد توي احساساتش #ماركــــــــــــدار باشه از نوع احساساتش و عشقش و . . . نشات ميگيره ! ! ! يك گل براي دوستان گرامي""دو گل براي عشق عزيزم"" وسه گل براي خداوندو اوليا الله "". . .
اولا قبلا هم بر اساس مارك مخصوص خودش بود الان مارك عوض شده!شما كه ماركداري ما درس پس ميديم خدمت شما!!
ثانيا يه گل دو گل مهم نيست مهم اختصاصي بودنشه!به هرحال شما كه خودت ته ماركداري هستي!!
دستهای دلت را
13 سال و 23 روز و 13 ساعت و 19 دقيقه قبلبه آسمان بسپار ...