یک روز انتظار ... دو روز انتظار ... چند روز انتظار بکشم تا پیامی از تو وجود یخ زده ام را گرم کند؟؟؟ ... نمیترسی روزی که پیامی بفرستی ... دیگر ارکیده ات #پژمرده باشد؟؟؟ ... "ارکیده"
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... یک روز #مجازی بود ... روزی که هنوز ... گرمی دستهایش را ... در دستهای یخ زده ام حس نکرده بودم... و شرم نگاهش را ... دیگر خطوط #مجازی پنهان نمیکرد ... آری روزی #مجازی بود ... اما این روزها ... سخت واقعی شده اند ... تمام محبت های مجازیش ... تمام نگرانی هایش ... همه و همه ... بوی نم دار واقعیت گرفته اند ... "ارکیده"
خواهش میکنم عزیزم ... ببخش دقت نکرده بودم به قانون ... قانون قشنگیه ... قبلا من یه گروه از شاعرها عضو بودم که هر نفر یک کلمه از شعرش رو لایت میکرد و نفر بعدی با اون کلمه شعر میگفت ... کار زیباییه
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... #ماه-من ... به نیت دلت فال حافظ گرفتم ... چی بگم که این حافظ دوست داشتنی باز پشتت دراومده عزیزم ... شما مردها صدقرنم باهم فاصله داشته باشین باز تو یه تیمین! ... ஜ دوستت دارم ஜ ... قربون دل عاشق و پر دردت بشم ... "ارکیده"
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... اولین #قهوه ای که روبروی چشمانت نوشیدم ... یادت هست؟ ... پایم که به پاهای مردانه ات خورد ... از شرم لرزیدی و من ... شیرین ترین قهوه دنیا را نوشیدم ... میدانم بدجنسی ست اما ... شرمت دوست داشتنی ترت کرد مرد رویاهای من ... "ارکیده"
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... ای #نردبان-آسمانی -من ... قلم که در دستانم به بازی مینشیند ... تنها تو را در ذهن میپرورانم ... عمق دنیای تنهاییم را... در ژرفای ... سایه ی بودنت خواهی یافت ... آنقدر عمیق که ... واژه ها را کنار هم خواهم چید ... تا به آسمان برسم ... به تو ... "ارکیده"
چشم به آسمان دوخته ام ... چشمک ستارگان را نمیخواهم ... #ماه-سرخی را به امواج خروشان دلم قول داده ام ... دریا که باشی ... ماه میخواهد که ... ماهیانت را سرشوق بیاورد و... جزر مدی سازذ که ... ساحلی را به زیر آب فرو ببرد ... "ارکیده"
دستهای دلت را
13 سال و 20 روز و 21 ساعت و 50 دقيقه قبلبه آسمان بسپار ...