#رویاهایم را ... چون #ابری نظاره میکنم ... شروع به #باریدن که میکنند ... وسوسه لمس #ابرها رهایم نمیکند ... اما این #ترس ... #روحم را گرفته است ... نکند #لمس این حباب شیرین ... #فراریشان دهد ... " اُرکــــــیده قرینِ آرشِ عزیزتر از جانم "
بعضی #نواها انگار ... تو درون آدمها #زندانی میشن ... مثل نوای #قرآن خوندن یه #دوست ... تو دوران #راهنمایی من ... همیشه وقتی تو کلاس #قرآن میخوند ... #چشمامو میبستم و سراپا #گوش میشدم ... هنوز هم بعد این همه #سال ... با این همه #صوت قرآن و #قاری معروف ... یادآوری همون #لحن ... دلمو #آروم میکنه ... #چشمامو میبندم ... اون #کلاس و اون نوای #قرآن دلنشین ... " اُرکــــــیده قرینِ آرشِ عزیزتر از جانم "
#برادرم که #کنکور شو #سفید داده ... دقیقا #سفید بدون هیچ #تستی ... و #دو ساعته بالا سرمه که براش #دفترچه انتخاب رشته رو بگیرم ... " اُرکــــــیده قرینِ آرشِ عزیزتر از جانم "
حالا نمیدونم دوربین کار گذاشته خونمون ... یا از اون تله پاتی های فیلم ترسناکه ... اما خب راه خوب و خوشمزه ایه کلا ... به قول مامانیم ... معجزه رو هی چرا و چطوری نگو
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ قاصدک ها را سپرده ام
مبدا خواب ابریشمیت را
بلرزانند
آخر میدانی مهربانم
صدای قاصدک را آسمانیان میشنوند
و من تورا
از میان آسمان
برگزیده ام
#یکی هست ... هی منو #دنبال میکنه ... هی منو #دنبال نِمیکنه ... این #عدده هی میشه #492... هی میشه #491... بابا بیا #ده تا از #دنبال-کننده های منو وردار ... بی خیال من شو این ماه #رمضونیه... هی با #احساستم بازی میکنه ... والا ... " اُرکــــــیده قرینِ آرشِ عزیزتر از جانم "
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ عزیزترینم ... آرزوی ارکیده ات اینه که همیشه و هر نفس , عشقمون سرزنده و شاداب بشه , حتی خیلی زنده تر از امروز ... " اُرکــــــیده قرینِ آرشِ عزیزتر از جانم "
مرا به #جرم-عاشقی ترد کنید ... به جرم آنکه تنها از #او ... از #عشقش خواهم نوشت ... به جرم آنکه آنقدر #خوب هست ... که حرفی از بی #وفایی هایش ندارم که ... مرهم #درد بی وفایان شما باشد ... من هم بی وفایان را #دیده ام ... اما ... آنقدر از #خوبی هایش نوشتن #شیرین است ... که هیچ #گرگی ارزش قلمم را نخواهد داشت ... من از #عشق-زندگیم خواهم نوشت ... زیرا #من ... #تنهایی در میان #تن-ها بوده ام ... و تنها کسی که مرا از #تنهایی رهانید ... مرا #فهمید ... #روحم را لمس کرد ... او بود ... تنها #او ... اُرکــــــیده قرینِ آرشِ عزیزتر از جانم "
دستهای دلت را
13 سال و 20 روز و 13 ساعت و 57 دقيقه قبلبه آسمان بسپار ...