دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شب نامه یعنی ننوشته هایی که نوشته میشوند... مگوهایی که گفته میشوند... شبنامه ها... نامه های شبانه دل هاست ... به امید آشکار شدن تا مرز روزنامه‌گی... حالا از مرز اتاقک تو تا جهان همه... دیدنی های من از دلم برای چشمان دل تو...
شبنامه ها ... نامه های شبانه‌ی دل‌هاست ... به امید آشکار شدن تا مرز روزنامه گی ... جسارتِ روشنی .

جزئیات گروه

شناسه 1541
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 2055 پست
عضو 215 کاربر
طرفدار 27 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 167
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 132
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 52

کاربران گروه

(213 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

شب نامه
شناسه‌: 1541 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
ژانت
ژانت

همه با آینه گفتم .. آری همه با آینه گفتم .. که خموشانه مرا می پایید .. گفتم ای آینه با من تو بگو .. چه کسی بال خیالم را چید؟ چه کسی صندوق جادویی اندیشه من غارت کرد؟...

این ارسال را بازنشر کرده است.
ژانت
ژانت

از این درد متروک .. از این درد خاموش ..که آرام لابلای استخوان هایم تب کرده میترسم! ....

ژانت
ژانت

فراموشی گذرگاه خوبی ست .. برای زمانی که آرزوی مرگ میکنی...

فردایی دیگر
فردایی دیگر

چند وقت پیش هم خاله اش گفته بود :دلش اشوب است ..یا نه به لفظ خاله خراب است ..کسی خرابش کرده ..دیوار دلش را خراب کرده اند..وقتی شنیده بود اصلا غصه اش نشد, حتی بغض هم نکرد..میدانست که دانسته یا نداسته ..اینکه فهمیده باشد یا نه ,درست میگوید اری دیوار دلش را خراب کرده بودند ,از همان روز هم دیگر دستش به دلش ..دلش به زبانش نمیرفت ...و هیچ نگفت و هیچ ندید ..حالا هم که هِی بخواهد ببیند ..بشنود, بگوید..از ته دل نمیشود ..کدام دل ؟دلی که به قول خاله اش دیوار ندارد؟

فردایی دیگر
فردایی دیگر

آی خط خوردگی صفحه پیشانی من!../ این همه خط خطا را به که باید گفت؟

فردایی دیگر
فردایی دیگر

به زودی میرم ...میبینمش ...تا خودم نرم و لبخندای مهربونشو نبینم دلم اروم نمیگیره..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

وقتهایی هست توی زنده گی کاری رو انجام میدید که نه به انجام دادنش احتیاج داشتید و نه دوست داشتید انجامش بدید ..ونه به تدبیری ...اون وقت ها دقیقا زمان هایی هست که گیجِ زندگی هستید ..گیج ِگیج.

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
فردایی دیگر
فردایی دیگر

و ....سلام.

فردایی دیگر
فردایی دیگر

انشاءالله بعد از امتحانات که ازادیم....برنامه خوندن کتابای که خریدم و هدیه گرفتمو دارم.از همین الان کلی ذوقشونو دارم.

فردایی دیگر
ئئئئئئئئئئئئئئئئئ.jpg فردایی دیگر

اینا رو همیشه دوست داشتم....دوره کارشناسیم ...وقتای بعد کلاسم میرفتم و براشون غذا میبردم....فک کنم اونام منو دوست داشتن... دیگه وقتی میرفتم نمیپریدن که خیلی دور بشن کمی اون طرفتر منتظر میشدن غذاشونو بذارم براشون.......دادشم وقتی اینو تعریف میکنم....میگن نه باباااااا سفید برفی؟؟؟؟؟..گشنشون بوده اون حیوونکیا..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

هیچ وقت پنج شنبه ها رو دوست نداشتم..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

فکر میکردم ادم درستیه ..پلید بود و دروغ گو..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

مامان همیشه میگن پشیمونم اسمتو باران نذاشتم ....بس که تو بارونو دوست داری...

فردایی دیگر
فردایی دیگر

این سومین یک عاشقانه ارامی بود که هدیه گرفتم..اما بهش نگفتم... با کلی ذوق ..تو همون حال قدم زدن صفحه مورد علاقمو باز کردم و شروع کردم بلند بلند متن رو برای خودش و خودم خوندم..