فردایی دیگر
جلسه ی نقد فیلم,از بین این همه موضوع قابل بحث و مهتر اقا گیر داد بودن به عشقم گفتنای زوج جوان,هرچند همنظران زیادی داشت
فردایی دیگر
این لیوانای اب خوری ..اینو از دبیرستانم دارمش.سال اول دبیرستانم یکی از همکلاسیام بهم داد.
فردایی دیگر
کلی صدای بارونو برای خودم گرفتم ..با صدای رعد و بی صدای رعد..روی زمین و روی برگ درختا.....بعضی وقتا مثل دیشب چشمامو میبندم و بهش گوش میدم.
فردایی دیگر
دوره کارشناسیم ..تو خوابگاه وقتایی که میخاستم بنویسم ..یه جای تقریبا دنج تو راهروهای پشت ساختمانِ خوابگاه بود میرفتم اونجا مینشستم و مینوشتم...اون وقتا نمیدونستم چیا میگن دوستای خوابگاهیم و چی فکر میکردن ولی یه روز توی اشپزخونه داشتم ناهار جمعمو میپختم وقتی داشتم با یکی از دوستان شوخی میکردیم و میخندیدیم یکی از هم هم خوابگاهی هام بهم گفت خوشحالم خوبی ..گفتم مگه بد بودم؟گفت نه ولی خب معلوم بود که عاشقی ..گفتم من؟گفت اره خب همه همینو فک میکردن.نمیدونم چرا تنها نشستن و نوشتن رو میگن بهش عاشقی..ولی ..هیچی ..
فردایی دیگر
دو روزی که رفته بودیم دیار اجدادی ..به قول داداشی وطنی ترین شهر دلم...این چنتا کوچولو هم داشتن به قول خودشون چاه میساختن لب ساحل..کلی خیس شده بودن..از کنارشون رد نشدم وایسادم نگاه کنم...به دختر خالم گفتم کاش میذاشتن ازشون عکس بگیرم ...برای همینم ازشون پرسید بچه ها ما ازتون عکس بگیریم ؟..دقیقا چنتا از این گلوله های ماسه ای درست کردن افتادن دنبالمون کلی هم اونا هم ما خندیدیم ..البته یکی از این گلوله ماسه ای ها رو بهم اصابت کرد.......وقتی دوباره مشغول شدن از دور یه عکس ازشون گرفت دختر خالم..
فردایی دیگر
تو همیشه هستی ام................یاحق.
فردایی دیگر
تو نوجوانیام صدای خانوم شکیلا ..اقای افتخاری ... استاد شجریان ..معین ..ستار رو خیلی دوست داشتم.اعتراف میکنم صدای استاد رو بیشتر بابت این گوش دادم که میخاستم از پسر دایی مرحومم تقلید کنم..یه جورایی بین جوونای فامیل فقط اون بود که استاد رو گوش میداد...از همه بزرگتر بود و یه جورایی برای همه خاص , ..میخاستم مثل اون باشم.هیچ کی نفهمید چجور ادمیه .
فردایی دیگر
(استادمون میگفت موسیقی ایرانی مثل فرششون میمونه پر از پیچیدگی و عمق.. اما موسیقی عرب مثل موکت میمونه صاف و یکدست ..بی عمق....)با خودم که فکر میکنم میبینم هر وقت میخای به چیزی فکر نکنی نباید موسیقی سنتی ایرانی رو گوش بدی..موسیقی کلاسیک ایرانی ادمو میبره به سمت فلسفه..همیشه.
فردایی دیگر
ایوان جسارتم خالی بود... که ایوان دلم تنها ماند.