دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آقا اینجا گروه کاموا بافی و خیاطی نیست/ قراره که یه سری دوستای خودمونی جمع بشین و با ارائه ی شیرین زدنای روزانه تون موجب خنده بشین/مثلا کارنامه سال اول ابتدایی یاروزمرگی های جالب یا حتی عذاب آور! یا یه عکس از اتاق شخصی تون....
اینجا ضرب المثل ها برعکس میشوند/جوالدوز روباید به خودمون بزنیم/ فقط واسه ی خندوندن و یا حتی گریوندنِ (!) دوستان/!!!/بیاین از زندگی خودمون بگیم تا بیشتر به هم نزدیک بشیم

جزئیات گروه

شناسه 1590
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 413 پست
عضو 197 کاربر
طرفدار 35 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 194
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 79
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 182

کاربران گروه

(196 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

جوالدوز
شناسه‌: 1590 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
امیرفال
امیرفال

امروز شدم یه اوستا بنای ِ دوست و حسابی : دی / جاتون خالی که یه تیپ ِ خنده دار ببینین

فردایی دیگر
فردایی دیگر

صبی تماس گرفته...اگر ممکنه برای برادرم انتخاب رشته کنید...مجاز شده داداششون اما رتبشون خیلی بالا بود..فقط 5 نفر با اخرین نفر مجازی فاصله داشت..ندونستم چی بگم...منم پنجاه تا انتخاب کردم براشون...اما از امیدواریش خیلی خوشم اومد...همش میگفت شما انتخاب رشته کنید براش..خدا رو چه دیدی ..یهو دیدی شد..

امیرفال
امیرفال

داره کم کم سر ِ پا میشه / بابا / شکرت خدا : )) -/- امروز پابه پام اومد پیاده روی -/- گفت میخوام باهات قدم بزنم

♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫
♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫

یکی از فانتزیام اینه که با لحن جدی و خسته به یه دکتر بگم : لطفا حاشیه نرو دکتر ! ‏بعد بلند شم و از پنجره مطبش به افق خیره بشم و بگم : فقط بگو چند روز دیگه زنده می مونم ؟

ᵾ ₰ ᵿ ℓ
ᵾ ₰ ᵿ ℓ

به یه کاسه صبر نیازمندیم با امکان عدم ِ لبریزی !

امیرفال
امیرفال

اتاق ِ منم شده باغ ِ وحش / یا ماداگاسکار مثلا : دی / لاک پشت و خرگوش و همستر و مرغ عشق و . . . !

امیرفال
امیرفال

هم تختی ِ خدمتم شیرازی بود : ) / هم اتاقی این دو تا شرکت ِ اخرم شیرازی بودن / اگه شیراز از توی نقشه هم حذف بشه از توی روزمره های من قرار ِ بیخیال شدن نداره انگار / : ددی

امیرفال
امیرفال

عاشق ِ همین لهجه ی غلیظ ِ آباده ایش شدم : )) / میخواد بگه زود بیا ، میگه : امیر زید بیا : دی

امیرفال
امیرفال

دوتا عروسک گرفت و سه تا پاکت شکلات ِ هزار تومنی ( اینم کادو تولد ما بچه های پایین شهره دیگه ) ... : ددی

امیرفال
امیرفال

انگار تولد ِ بهترین کَسـِش بود : )) توی این شهر هم غریب بود / صبح ساعت ِ 9 تا 12 همراهش بودم و کلی خرید کرد/ هم قد ِ حقوق ِ یک ماه ِ هردومون خرید : دی / راهیش کردم شیراز . . .

امیرفال
امیرفال

امروز یه کارایی واسه یه دوست انجام دادم که همه بهش میگن فراهم کردن اسباب ِ گناه : )) اما من بهش میگم رفاقت : )

فردایی دیگر
فردایی دیگر

یه روزم میخوام خلاف جهت روش هام اقدام کنم...میخوام ولی نمیدونم اقدام کنم یا نه....مثلا اواتارم تصویر خودم بذارم...حتی شده برای یه روز...این خلاف روش و شیوه فکری و ارتباطیم تو دنیای مجازی هست ...ولی برعکسش هیجان انگیز باید باشه...شاید شد.

فردایی دیگر
فردایی دیگر

کلاس چهار دبستان ..دختر معلمون با من هم اسم بود..توی درس هم هر دومون رقیب بودیم سر شاگرد اولی...همش به بچه های کلاس میگفت فلانی اسمش مریمه...منم که نشنیده بودم تا اون روز ..تا اینکه دیدم دوستامم دارن مریم صدام میزنن ..اسمت مریمه نه؟وقتی فهمیدم کار دخترِ خانوم بهی هستش...هیچی دیگه کلی باهم دعوا کردیم...گفت دلتم بخواد اسم مریم مقدس مریم...یعنی به زور میخواست اسم من مریم باشه...ماجرای دعوامون به گوش خانوم معلم رسید...خانوم بهی خودشونم برگشتن گفتن حالا مریم که اسم خوبیه دخترم ...خب مریم صدات بزنن بده مگه....منم برگشتم با بغض گفتم چون دخترتونه طرف اونو میگرین با اینکه خیلی خانومو دوسش داشتم...بعدم سرمو گذاشتم رو نیمکت قهر کردم...فرداش بابت این حرف من و بحثایی که قبلش شده بود کلاس دخترشو عوض کرد...هنوزم خجالت میکشم بابت اون مسئله.

فردایی دیگر
فردایی دیگر

کی راه میافتی لوسیمی ِخونه.