دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
♥ zαняα ♥
♥ zαняα ♥

بـآ گریـ ه بـیـدار شُدَم ، هَم نَدارم ...

آناهیتا
آناهیتا

میگن چوب خدا صدا نداره..

این ارسال را بازنشر کرده است.
آناهیتا
آناهیتا

رفتم شهناز خانم رو دیدم.دختر عمه مامان و بابام.کلی تعریف کردیم برای هم.از همه جا

گـلـپــری
گـلـپــری

اگه من الان بگم خوابم میاد و میخوام برم بخوابم خیلی بده؟

گـلـپــری
گـلـپــری

دوستم خیلی باجنبست، همیشه شوخی میکنیم میخنده، حتی اگه گاهی شوخی خا بی موقع یا بد موقع باشه، یا حتی وقتی در حال بدیو بدیو باشه، یا حتی وقتی از اتفاقات گذشته براش سوژه بسازم، همیشه میخنده

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری

امروز داشت تو چشمام نگاه میکرد و برام تعریف میکرد که مونا تو چشماش زل زل نگاه کرده و دروغ گفته! دوست داشتم منم تو چشماش نگاه کنم بگم دو هفته پیش تو هم این کار ُ با من کردی!

گـلـپــری
گـلـپــری

امروز یه اتفاقا جالب افتاد! یه چیکه کرم دادم تو ماشین به یه دختره ، کلی دعام کرد، پیاده شدنی برای جبران کرایه منم حساب کرد!

آفرینش
آفرینش
توسط موبایل در روزنوشت

امروز رفتم دروس ارائه شده برا ترم پیش رو ببینمهیچکدوم از درسایی که قراره بگیرم تداخل نداشتن اما هفته رو کلاس دارم اونم فقط و روزی یا ساعتفک کنم همش تداخل میزد بهتر بود

باران بهاری
باران بهاری

این موقع بالای کوه ، کنار ِ بودم ...

آناهیتا
آناهیتا

دختر عمه مامان اومده پیش خاله.کلی ذوق دارم عصر برم ببینمش.از بس که دوست داشتنی هست

ⓜⓘⓝⓐ
ⓜⓘⓝⓐ

امشب تولد 1 سالگی یاسی بودولی به خاطر این ک شهادت بود تولدش افتاد واسه 5 شنبهبعد 2 هفته دیدمشاینقد تنبله تازه سر 1 سالگی یادش افتاده چهار دستو پا برهدندونم در نیاورده فسقلی

گـلـپــری
گـلـپــری

بنده خدا داداش جان اومد خوبی کنه کلی پامو با روغن زیتون ماساژ داد حالا نه تنها قوزک بیرونی بلکه قوزک درونی هم درد دارد

آناهیتا
آناهیتا
توسط موبایل در روزنوشت

امروز وقتی با مامان از داروخونه اومدیم بیرون،یهو مامان گفت کاش حسین یدالهی تو داروخونه بود؛با این حرفش خیلی جا خوردم که اسم حسین رو گفت ؛خواستم یه چیزی به مامان بگم اما شرم اجازه نداد بخوام بهش بگم؛

الهه
الهه

چند ساعت دیگه کلی فامیل رو ی جا میبینیم با هم. اعم از دامادای جدید خانواده.... شب, مراسم ایراد گیری ِ بعضیا از بعضیا کاملن داغ ِ : |

الهه
الهه

یک سال پیش این موقع حاج آقا زنده بود. و امروز, دوشنبه اولین سالگرد ِ نبودنش ِ ... 128 پدربزرگ ِ خوبی بود برام

این ارسال را بازنشر کرده است.