دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آناهیتا
آناهیتا

هر چی 2 *2=4تا می کنم می بینم هی به بن بست می خورم.

آناهیتا
آناهیتا

من چرا امشب نگاه نکردم ببینم پارک آزادی برگ هاش زرد شده یا نه؟

* °•.¸MαђdiΞ¸.•° *
* °•.¸MαђdiΞ¸.•° *
توسط موبایل در روزنوشت

اینجا خونه ی عمو؛همه خوابن و مثل همیشه من عین جغد!فردا کلی باید کار کنم... ای لاویو دوستام

آناهیتا
آناهیتا

دقیقا 20 سال از ازدواج پروین میگذره...یادش بخیر 20 سال پیش این لحظات

الهــــ ه
الهــــ ه

امروز با @*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜƷ *°• رفتيم بيرون ، بعد ايشون يه سر رفتن مغازه آقاشون ، اينقــَـد جفتشون سر به سر من گذاشتن كه له شدم از خنده ، بيشورا خيلي بهم ميان بعد دوست جانمم انگار از كيسه خليفه ميبخشه هی ميگه چيزی ميخوای بردارها ! تعارف نكن ،‌ بردار بردار ، خوبه كه از چشم غرّه هام گرفت ديگه تعارف نزنه

این ارسال را بازنشر کرده است.
bano °✿ روزهای رویایی °✿
bano °✿ روزهای رویایی °✿

تمام جرأتم رو جمع کردم و به یه نفر گفتم خیلی بیشعوری....

الهه
الهه

از اون روزایی ِ ک یه غم ِ غلیظ افتاده تو دلمــ . گله ای نیس

bano °✿ روزهای رویایی °✿
bano °✿ روزهای رویایی °✿

امروز یه کاری چاپ کرده بودم فکر میکردم اشتباه چاپ کردم اینقدر ناراحت شده بود که میخواستم بشینم گریه کنم.به یکی از دوستان هم پیام دادم گفت فکر کنم اشتباه باشه ناراحتیم دو برابر شد اینقدرکه نتونستم نهار بخورم .خوابیدم.وقتی رفتم دفتر و دیدم کار نیست فهمیدم درست چاپ شده انگار دنیا را بهم داده بودند.نمیدونید چه لذتی داشت

الهــــ ه
الهــــ ه

مادری يه دامن قرمز با توپای سفيد اورد ، منم سريع رفتم پوشيدمش ، يه رژ قرمز هم زدم ، از همون رژ زدم به لپام ؛ موهام فرق وسط باز كردم و شال قرمز انداختم سرم ، پــِنس زدم سرم ، شدم مثه اين دختر محلی های ايران باستان

گـلـپــری
گـلـپــری

رفتم قندونم رو پر کنم چاییم سرد نشده بخورم نمیدونم چرا باز هندونه برداشتم آوردم بعدا دوباره سوال میشه که چرا هندونه و بعدش چایی

گـلـپــری
گـلـپــری

هلال احمر بفهمه من اولین همایش فعالیت های بشردوستانه رو براش راه اندازی کردم منو تحت پیگرد قانونی قرار میده حتی

گـلـپــری
گـلـپــری

امروز از سرماخوردگی به اون بدی فقط سرفه هاش مونده بود درمان سرماخوردگی واقعا خوابه و استراحت و ویتامین ث

گـلـپــری
گـلـپــری

یلدای پارسال رو خیلی دوست داشتم امیدوارم امسال بهتر از پارسال باشه حتی

گـلـپــری
گـلـپــری

سوهان کره ای گرفتم که خوشمزه باشه، یه من روغن ِ ماسیده روشه اصن نمیشه خوردش

✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿
20d1edcea8834ddbf2c10503ba1c34e7-425.jpg ✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿

تو کلاس , دستم طبق همیشه که درد میگیره ... رفته بود سمتِ ... انقدر حالم بد بود که متوجه همکلاسیم نشدم ... یهو گفت " نکنه درد میکنه؟ " ... با یه ترسِ عجیب تو , بهم میکرد ... یه رو نقش بست و گقتم ... اگه یه روز نگیره ... میکنم به بودنم ... " اُرکــــــیده قرینِ آرشِ عزیزتر از جانم "