دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
♥♥armin real♥♥
♥♥armin real♥♥

امروز بازم بیخودی وقتمونو گذاشتیم سر دربی این دربی دیگه داره حال بهم زن میشهالبته شده بودممعلوم نبود داشتن چیکار میکردن تو زمینولی حالا بیا الکلاسیکو رو ببین آدم سیر نمیشه از این بازی هردقیقه حملهتوپ همینجوری درجریانه بازیهاینه تفاوت ما با خارجیا

باران بهاری
باران بهاری

ما بهش می گیم : ...

♥ zαняα ♥
♥ zαняα ♥

امـروز مَن برای بآر بـعد از 20 سـال پُختَم

آناهیتا
آناهیتا

قرار بود من جمعه 15شهریور کهکران باشم.اما نشد که نشد...

الهه
الهه

پی نوشت پست ِ آخرم از ابروهام بسیار بسیار راضی می باشم. من عاشق آرایشگاهمم : )

ⓜⓘⓝⓐ
ⓜⓘⓝⓐ

امشب برا یاسی تولد گرفتیماینقد خوش گذشتمگ میزاشت کلاه بزاریم سرش؟ هی ب هزار کلک و اینا میزاشتیم سرش پرتش میکرد تو کیکی جا هم پشت کیک تو بغل من میخواست عکس بگیره پاشو آوردم رو میز میخواست بزنه تو کیک ک باباش وسط راه گرفتشبا مسخره بازیای پسرخالم و داداشم خیلی خوش گذشت جای همه خالی

bano °✿ روزهای رویایی °✿
bano °✿ روزهای رویایی °✿

دیروز یه طرح زده بودم برای دهه کرامت بعد من نبودم چاپ شده بود.امروز تو خیابون طرحم رو دیدم کلی ذوخ مرگ شدم.اصلن حس غرور داشت

الهه
الهه

امروز باید برم ارایشگاه ک ب قول مادرم ب این موکت یه صفایی بدم فقط امیدوارم تاعروسی دایی جان، پر شه باز. از ابرو برداشتن خیلی بدم میاد خیلی

الهــــ ه
الهــــ ه

امروز واسه بار اول رفتم آزمون تو شهري ، همه دخترا وای استرس دارم و نميدونم ميگن فرمونش سفته كلاجش شل و وله و گاز شِفته ميشه ، منم خيلي شيك رفتم از كتابخونه ی روبروی محل آزمون كتاب گرفتم نشستم رو زمين شروع كردم به خوندن ، رسيدم به آخرای كتاب نوبتم شد

خـانـوم ِمیکروب ِصـورتـی . .
خـانـوم ِمیکروب ِصـورتـی...

سـلــام مـنــو يـادتــون ِ نــازي هـستــم يـكــ مـيــكـروب ِ صــورتــي در زنــجــان جــاتــون خــالـيــ داريم مـيــريــم گـردش امـشـبُ در طبــيــعـتــي مثـل بـهـشـت سـپــري خــواهـيــم كــرد .. فـخـط از اونـجــايـي كـ ه آنــتــن نـيـس از طـرفــداران عـزيــز خــواهـش مــنــديــم نــگــران مـن نــشن

آناهیتا
آناهیتا

عصر دوخت مانتو رو تمام کردم.فقط و فقط مونده سر آستینش حاشیه بزنم و تمام.

آقا مهدی
آقا مهدی
توسط موبایل در روزنوشت

گلاب به رويتان،مستراح هاي سر راهي،تماما پولي اند؛سازمان گردشگري فكري بكند

❤داداشـــــ دنـــبـالـر❤
❤داداشـــــ دنـــبـالـر❤
توسط موبایل در روزنوشت

با لباس تو رودخونه شنا می کرده، ازش می پرسن چه کار می کنی؟می گه: لباسامو می شورم…بهش می گن: ماشین لباسشویی تو خونه ندارین؟می گه: داریم، ولی وقتی می رم اون توسرم گیج می ره...

باران بهاری
باران بهاری

یه نفر هِی زنگ می زنه خونه ـمون و با کار داره

باران بهاری
باران بهاری

تصمیم گرفتیم برا خونه ـمون بجای خریدن کریستال و بلور از انواع استفاده کنیم ...