دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

داستان کوتاه، جالب و پندآموز

جزئیات گروه

شناسه 50
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع کتاب و مقالات
ارسال 944 پست
عضو 439 کاربر
طرفدار 10 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 52
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 329
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 109

کاربران گروه

(433 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

داستان کوتاه
شناسه‌: 50 · کتاب و مقالات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
faafaa
faafaa

داستان معنی دوم عشق................دیدگاه...........

faafaa
faafaa

موشی درخانه تله موش دید، به مرغ وگوسفندو گاو خبرداد………همه گفتند: تله موش مشکل توست بما ربطی ندارد……... ماری درتله افتادو زن خانه راگزید…….،ازمرغ برایش سوپ درست کردند،……گوسفندرابرای عیادت کنندگان سربریدند………؛گاورابرای مراسم ترحیم کشتن…….دوتمام این مدت موش درسوراخ دیوار مینگریست ومیگریست………..

faafaa
faafaa

روزی بخت برگشته ای که کاملا از زندگیش نا امیدشده بود از مادرش پرسید…….. مادر چرا منو دنیا اوردی ؟…….. مادر بعد از کلی منو من کردن جواب داد:…….. عزیزم اگه راستشو بخوای تو فقط قرار بود یه بوسه باشی !..................

این ارسال را بازنشر کرده است.
faafaa
faafaa

انشا یک دبستانی در رابطه با ازدواج!!!!..............جالبه......دیدگاه...........

این ارسال را بازنشر کرده است.
faafaa
faafaa

زن: عزیزم! یادته روز خواستگاری وقتی ازت پرسیدم چرا می خوای با من ازدواج کنی، چی گفتی؟ شوهر: آره، خوب یادمه، گفتم: می خواهم یک نفر را در زندگی خوشبخت کنم. زن: خوب، پس چی شد؟ شوهر: خوب، خوشبخت کردم دیگه. زن: کیو خوشبخت کردی؟ شوهر: همون بیچاره ای رو که ممکن بود با تو ازدواج کنه ...............

این ارسال را بازنشر کرده است.
faafaa
faafaa

از برادران یوسف پرسیدن وقتی یوسف را در چاه انداختین چه گفت : گفت شلپ ! ................

faafaa
faafaa

اولی:خیلی عجیبه…….. دومی:چی عجیبه؟……….. اولی:خانومم فکشو عمل کرده،سردرد من خوب شده……..

faafaa
faafaa

خانمي مشغول درست كردن تخم مرغ براي صبحانه بود. ناگهان شوهرش سراسيمه وارد آشپزخانه شد و داد زد: مواظب باش، مواظب باش، يه كم بيشتر كره توش بريز.. واي خداي من، خيلي درست كردي ... حالا برش گردون ... زود باش. بايد بيشتر كره بريزي ... واي خداي من از كجا بايد كره بيشتر بياريم؟؟ دارن مي‌سوزن. مواظب باش. گفتم مواظب باش! هيچ وقت موقع غذا پختن به حرفهاي من گوش نمي‌كني ... هيچ وقت!! برشون گردون! زود باش! ديوونه شدي؟؟؟؟ عقلتو از دست دادي؟؟؟ يادت رفته بهشون نمك بزني. نمك بزن... نمك..... خانم به او زل زده و ناگهان گفت: خداي بزرگ چه اتفاقي برات افتاده؟! فكر مي‌كني من بلد نيستم يه تخم مرغ ساده درست كنم؟ شوهر به آرامي گفت: فقط مي‌خواستم بدوني وقتي دارم رانندگي مي‌كنم، چه احساسي دارم .............

faafaa
faafaa

فرشته مهربون گفت:از این دنیا چی میخوای تا برات بیارم...؟؟؟؟؟؟؟؟؟گفتم:اونی که داری این پیام رو تو دنبالر میخونه.............گفت:نشد دیگه!قرار نبود همه دنیا رو بخوای..................

faafaa
faafaa

که خدا هست ، خدا هست و چرا غصه ؟ چرا ؟/...........................دیدیگاه...............

faafaa
faafaa

و باز هم از خود گذشتگی زنان !!!.............. ده مرد و یک زن به طنابی آویزان بودند. طناب تحمل وزن یازده نفر را نداشت. باید یکنفر طناب را رها می کرد وگرنه همه سقوط می کردند. زن گفت من در تمام عمر همیشه عادت داشتم که داوطلبانه خودم را وقف فرزندان و همسرم کنم و در مقابل چیزی مطالبه نکنم. من طناب را رها می کنم چون به فداکاری عادت دارم. در این لحظه مردان سخت به هیجان آمدند و شروع به کف زدن کردن ........

faafaa
faafaa

آموخته ام که.............................دیدیگاه.............

faafaa
faafaa

جالبه...................دیدیگاه.............

faafaa
faafaa

تا زمانی که دشمنانی نداشته باشی نمی توانی رهبری بزرگ بشوی…… حتی اگر دشمنانی هم نداری، وانمود کن که کشورت در خطر است…… زیرا وقتی مردم بترسند، برای برده شدن آماده می شوند…… وقتی مردم بترسند آماده اند تا از سیاستمدارها پیروی کنند."………. بخشی از دست نوشته های آدولف هیتلر…..

faafaa
faafaa

بدبختی چیست؟...........این یک داستان واقعی است........دیدیگاه................