نه زیبایــــم ، نه مهـربانـــــم ، فقط برای خُــــودم هستــــــم ... سنگیــن ، مَغــرور ... برای تویــی که چِهره را می پرستـــی نه سیـــرت آدمی را ؛ دِل من به اســـم خُـــــدا سَند خورده ... هیچ نـَــــدارم ، راهـَـــت را بگیــر و بــُـــرو ... حَوالـــی ما توقــــف مَمنــــوع .
یادداشتی بر فاصله عمودی و افقی یک بچه از مادر ...
ما قدی کشیده ایم و پنداریم که دیگر گم نمی شویم ، به وضوح دریافته ام که گم شده ام ، درست ار همان لحظه ای شروع شد که دستم را از چادرت رها کردم و گم شدم ، بازار شلوغ بود و من سرگردان و بچه دزد های لعنتی در کمین ، من دور شدم ، من از تو دور شدم ...
و اکنون برآنم که دست به چادرت گیرم دیگر بار ، مادر . . .
آقاچندروزپیش یه بنده خدایی،ازروی خیرخواهی دوتا جوجه ی خشگل و مامانی برای ما خرید!ماهم کلی خوشحال شدیم و علاقمند به این جوجه ها،اما چشمتون روز بد نبینه،بعداز گذشت چند روز این جوجه ها باسرو صداشون تموم آباواجدادم رو تا هفت نسل قبل و هفت نسل بعد جلوی چشام آوردن!تا میام کتاب رو بردارم و تمرکز کنم برای خوندن ،صدای جیک جیکشون بلند میشه!من موندم این جثه ی به این کوچیکی یه همچین صدای تو مخی رو از کجا آورده واقعا؟یعنی حال الآن من دیدن داره واقعا...آقا کارم رسیده به اینجا...
انقده حرصم میگیره که موقع امتحانا،فکر فصلایی که مونده ازیه طرف ولت نمیکنه،ازیه طرفم باید به این فکر باشی که شام چی درست کنی که وقتت رو زیاد نگیره!هعی...
تابلو #نقاش را ثروتمند کرد ، شعر #شاعر به چند زبان ترجمه شد ، کارگردان جایزه ها را درو کرد ؛ و هنوز سر همان چهار راه واکس میزند #کودکی که بهترین سوژه بود
@فاطمه غنچه دنبالر بیا جوجوهای راحیلی برای تو
13 سال و 4 ماه و 3 روز و 13 ساعت و 9 دقيقه قبل

13 سال و 4 ماه و 3 روز و 13 ساعت و 8 دقيقه قبلآخه نمیدونی این نیم وجبیاچه سروصدایی راه انداختن که...
13 سال و 4 ماه و 3 روز و 13 ساعت و 7 دقيقه قبل