دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

رضارنج بران

09351910637 www.sunbandar.ir درباره »
رضارنج بران
مرد - مجرد
امتیاز: 12007

دنبال‌شدگان

(1014 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(548 کاربر)

گروه‌ها

(120 گروه)

بازدید

رضارنج بران
رضارنج بران

نگاه تــــــو.. مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند.. چه معجــــــــونی می شود.. زندگــــــی.. با لمس دستانِ تـــــــو.. با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو..

رضارنج بران
رضارنج بران

لبخند ، شروع عشق است محبت ، باغ عشق است ناکامی ، داغ عشق چشم ، راز عشق وعده ، امتحان عشق خاموشی ، درد عشق و رسوایی ، شرمندگی عشق . . .

رضارنج بران
رضارنج بران

گل اگر خار نداشت دل اگر بی غم بود اگر از بهر پرســــــتو قفسی تنگ نبود زندگی،عشق،اسارت،قهر،آشتی، همه بی معنا بود.

رضارنج بران
رضارنج بران

گاه آرزومیکنم چندلحظه ای جای من باشی! دلت دل من باشد... چشمانت چشمان من باشد... تمام وجودت ازمن باشد... آنگاه خواهی دید چقدربرای رسیدن به توبی قراری میکنم

رضارنج بران
رضارنج بران

چیزیم نیست خردوخمیرم فقط همین درعمق چشم های توگیرم فقط همین ازهرچه هست ونیست گذشته ام عزیز کم مانده است بی توبمیرم فقط همین

رضارنج بران
رضارنج بران

زندگیم چندروزیست که ازدردخداحافظی ات شده ام خسته وبیمارخداحافظی ات ترسم ای خوب که تامرزجنونم بکشد لحن پاییزی وخونسردخداحافظی ات طاقت بدرقه ات هیچ ندارم بخدا چه کنم نیست دلم مردخداحافظی ات ای سفرکرده ی من کاش که میدانستی بامن خسته چه هاکردخداحافظی ات...

رضارنج بران
رضارنج بران

من تو را خیلی دوست دارم... شاید خودت هم ندانی که چقدر عاشقت هستم.. هر کاری هم از دستم بربیاید انجام می دهم..تا تو بیشتر احساس آرامش کنی..ولی نمی دانم چرا همیشه ناراحتی و اینقدر بی تابی می کنی؟؟؟ هر بار هم که در را باز می کنم می فهمم که می خواهی از اینجا بروی..باشد..برو...چون بیشتر از این نمی توانم ناراحتیت را ببینم... اجازه می دهم که بروی... دختر جوان این را گفت و آرام به طرف پنجره رفت..در قفس را باز کرد و مرغ عشقش را که خیلی هم دوستش می داشت آزاد کرد..

رضارنج بران
normal_Avazak_ir-Love769.jpg رضارنج بران

رضارنج بران
d995399465277ef2e485_4.jpg رضارنج بران

رضارنج بران
normal_file1825.JPG رضارنج بران

رضارنج بران
رضارنج بران

همبستر... باهاش همبستر شدم همه بهم گفتن هرزه شدی. هیچ کس باور نمیکرد من اینکارو کردم ولی هیچ کس نمیدونست دلیلم واسه این کار چی بود. من دلیلم ارضا شدن یا خالی کردن خودم نبود. من چیزایی میخواستم ببینم که فقط با همبستر شدن باهاش میتونستم اونا رو ببینم. من دوستش داشتم. من گرمی تنشو میخواستم اون گرمیی که هیچ وقت نمیتونستم از روی لباس حسش کنم پس مجبور شدم لختش کنم. من از عشقش آتیش گرفته بودم قلبم داشت به سمتش کشیده می شد میخواستم قلبم و نزدیک قلبش کنم پس مجبور شدم روش بخوابم. من اون موقع میخواستم صدای قلبشو بشنوم پس مجبور شدم بدنشو نوازش کنم تا ضربان قلبش بره بالا تا اون موقع بتونم صدای اون قلب قشنگشو واضح بشنوم. من میخواستم عشقشو بچشم پس مجبور شدم ازش لب بگیرم تا طعم عشقشو بچشم. من مجبور شدم همه کارارو انجام بدم... ولی من هرزه نبودم من عاشق بودم

رضارنج بران
رضارنج بران

دانستم .... كوهستان عاشق است و عشقش مقدس كه معشوقش خداست . اين من و تو هستيم كه دشت مصفاي زندگيمان را كوهستاني صعب العبورمي بينيم. زندگي بدون من هم جاري ست پس بايد كاري كنم ، تا در سيال عظيمش با من برخورد و مرا هم با خود جاري كند . نبايد آنقدر تكراري شوم كه روزمرگي را از حفظ انجام دهم بايد بگذارم دلم حرف تازه اي بزند . به وقت بوييدن گل ها بايد رويشان را هم ببوسم تا مهر ، معني شود . اگر اذان از خشكسالي صداقت ترك برداشت وضو را بهانه قرار ندهم، تيمم كنم و نماز بگذارم. نبايد زبانم راوي روايت هاي مگوي باشد ولي شانه هايم ، تكيه گاهي براي آن كه كس است اما بي كس . نگويم ، تا وقتي كه ، حرفم حرف باشد و طنين و محتوي، تا بتواند تمامي صداها را تبديل به سكوت كند . اگر خورشيد را بنويسم ، آفتاب مي شود ابر را بخوانم باران مي بارد پس مي توانم رنگين كماني از زيبايي خلق كنم و زندگيم را بسازم .

رضارنج بران
رضارنج بران

هر كـس به رزق و روزى كم از خدا راضى باشد، خداوند از عمل كم او راضى خواهد بود

رضارنج بران
رضارنج بران

هیچ بنده ‏اى حقیقت ایمانش را كامل نمى ‏كند مگر این كه در او سه خصلت باشد: دین‏ شناسى، تدبر نیكو در زندگى، و شكیبایى در مصیبت‏ها و بلاها

رضارنج بران
رضارنج بران

به دیدن یكدیگر روید تا یكدیگر را دوست داشته باشید و دست یكدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.