رضارنج بران
نگاه تــــــو.. مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند.. چه معجــــــــونی می شود.. زندگــــــی.. با لمس دستانِ تـــــــو.. با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو..
رضارنج بران
تولدتان مبارک@shahnaz3531
رضارنج بران
من که از کوی تو بیرون نرود پای خیالم نکند فرق به حالم چه برانی چه بخوانی چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانی نه من آنم که برنجم ، نه تو آنی که برانی . . . ❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
رضارنج بران
عشق چیست؟ عشق حدیثی است که با یک نگاه ولبخند شروع با بوسهای به اوج وبا قطره اشکی به پایان میرسد
رضارنج بران
بـاران که می بـارد بایـد آغوشـی باشـد پنجـره ی نیمه بـازی موسیقی ِ بـاران بـوی ِ خـاک سـرمای ِ هـوا گـره ی کـور ِ دست ها و پاهـا صـدای ِ تپش قلب ها بـاران که می بـارد بایـد کسـی باشـد ... !
رضارنج بران
وقتی دلم می گیرد می نویسم برای تو اما همه می خوانند الا تو
رضارنج بران
یادم می آید گفته بودی : ساده و کوتاه نویسی را دوست داری، ساده و کوتاه فقط دو کلمه: برگرد ، دلتنگم...
رضارنج بران
قرار ملاقات عاشقانه پیرمرد به همسرش گفت بیا به یاد گذشته های دور، به محل قرارمان در جوانی برویم. من میروم تو کافه منتظرت می مانم و تو بیا سر قرار. بعد بنشینیم و حرفای عاشقانه بزنیم. پیرزن قبول کرد. فردا پیرمرد به کافه رفت، دو ساعت از قرار گذشت ولی پیرزن نیامد! وقتی به خانه برگشت دید پیرزن توی اتاق نشسته و گریه می کند. ازش پرسید چرا گریه میکنی؟ پیرزن اشکهایش را پاک کرد و گفت: بابام نذاشت بیام…
رضارنج بران
کسی چون تو مرا غریب و تنها نگذاشت این گونه در التهاب فردا نگذاشت سوگند نمی خورم ولی باور کن… کسی چون تو به خلوت دلم پا نگذاشت
رضارنج بران
عاشق هرکس شدم او شد نصیب دیگری دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجری من سخاوت دیده ام دل را به هر کس می دهم شرم دارم پس بگیرم آنچه را بخشیده ام.
رضارنج بران
همیشه با تو با تو بوده ام ، همیشه و در همه جا با تو نفس کشیده ام ، با چشمان تو دیده ام مرا از تو گریزی نیست چنانکه جسم را از روح و زمین را از آسمان و درخت را از آفتاب تو دلیل من برای حیات بودی و هستی و چنان با این دلیل زیسته ام که باور کرده ام علت بودن من تو هستی پاسخ من به آغاز و پایان زندگی این است : « همیشه با تو »
رضارنج بران
هديه باور نكردني: دختر: می دونی فردا عمل قلب دارم؟ پسر: آره عزیز دلم دختر: منتظرم میمونی؟ پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند تا دختر اشکی که از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند پسر: منتظرت میمونم عشقم دختر: خیلی دوستت دارم پسر: عاشقتم عزیزم ************ بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم کم داشت هوشیاری خود را به دست می آورد، به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد و جویای او شد. پرستار: آرووم باش عزیزم تو باید استراحت کنی. دختر: ولی اون کجاست؟ گفت که منتظرم میمونه به همین راحتی گذاشت و رفت؟ پرستار: در حالی که سرنگ آرامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد رو به او گفت: میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده؟دختر: بی درنگ که یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد: آخه چرا؟؟؟؟؟؟ چرا به من کسی چیزی نگفته بود و بی امان گریه میکرد پرستار: شوخی کردم بابا ! رفته دستشویی الان مياد
رضارنج بران
همیشه میگن سکوت علامت رضاست... اما من میگم نه... بعضی وقتا سکوت میکنی چون اینقدر رنجیدی که نمیخوای حرف بزنی... بعضی وقتا سکوت میکنی چون واقعا حرفی واسه گفتن نداری... گاهی موقع ها سکوت یه اعتراضه... اما بیشتر وقتا... سکوت واسه اینه که هیچ کلمه ای نمی تونه غمی رو که تووجودت داری توصیف کنه.........
رضارنج بران
مرو ای دوست
مرو ای دوست
مرو از دست من ای یار
که منم زنده به بوی تو، به گل روی تو
بنشین تا بنشانی نفسی آتش دل
بنشین تا برسم مگر به شبِ موی تو
تو نباشی چه امیدی به دل خسته من
تو که خاموشی ، بی تو به شام و سحر چه کنم با غم تو