@¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•.¸¸.•°` اینجا همه خوبند خیالت راحت ، من ماندم و جهار هم صحبت این گوشه نشسته ایم و دلتنگ توایم من ، عشق ، خدا ، عقربه های ساعت...
@¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•.¸¸.•°` گفت : جبران میکنم گفتم : کدام را؟؟؟ عمر رفته را؟؟؟ روی شکسته را؟؟؟ دله مرده را؟؟؟ حالا من هیچ جواب این تار موهای سفید را میدهی؟؟؟ نگاهی به سرم کرد و گفت : چه پیر شده ای؟؟؟ گفتم : جبران میکنی؟؟؟ گفت : کدامش را؟؟؟
@¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•.¸¸.•°` من نوشتم ” قمحا “… همه به من خندیدند.. گریستــــــــــــــم….. گفتم به “غمها” یم نخندید که هر جور نوشته شود درد دارد… از تَـــــــه به سر بخوانید تا منِ آن روزها را بشناسید…
مایه ناموس عرفی داریم ... مثل بچه محل ، همسایه و ... یه ناموس فقهی داریم مثل مادر ، همسر ... دختر عموی من از نظر فقه ناموس من نیست اما از نظر عرف هست. تضادی هم باهم ندارن