دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

صحرا
زن - مجرد
امتیاز: 315

دنبال‌شدگان

(11 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(118 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

صحرا
صحرا

دفتر قدیمی خاطراتم را نگاه می کنم... هر سطر مرا در خود می کشد... بوی خاطراتی خاک خورده ذره ذره هایم را اغشته کرده است.... آه به کجا می توان پناه آورد از این ذهن آشفته... من فقط اندکی پناه می جویم...اندک جایی لحظه ای برای پناه آوردن

صحرا
صحرا

دیـر آمـدی تـمام شـده ام دیـگر بـس کـه بلعـیده ام انـدوه ِ نبـودنـت را امـا... مـی بخشـمت بـا آنکـه هـزار شـب بـی خوابی طلـب دارم از تـو ... دیر آمدی،خیلی دیر

صحرا
صحرا

می دانی ؟ وقتی قبل از برگشتن فعل رفتنی در کار باشد محبت خراب می شود محبت ویران می شود محبت هیچ می شود ......باور کن یا برو یا بمان اما اگر رفتی ... هیچ وقت برنگرد هیچ وقت......

صحرا
صحرا

تــــو تمــام گذشـتهِ منی و مـــن ... میدانم که گاهی بایـ ـد از گذشــته هم گُذشت...!

صحرا
صحرا

مینویسم برایت برای تو که مهربان ترینی. تویی که ناز نگاهت هستی من است. تویی که سکوتت فریاد ویادت دریاد من است. مینویسم خاطراتی از جنس جدایی که تمام خاطرم را پر کرده است. ومینویسم از آشنایی دوقلب که برای تپیدن نیاز به هم دارند. ای کاش آن لحظه که گل را به من دادی تکرار میشد و میدانستیم جدایی در کمین است. میتوانستم ببینم دو چشمانت را تا در خلوت دلمان اشکهایش را پاک میکردم. میشنیدم صدایی را که نام صاحبش همه شب آواز من است. میخواندم نامه هایی راکه به دست کسی نوشته شده اند که خطاط خط دل من است. و میبوسیدم لبان کسی را که به وجود من ایمان دارد. ای خدای من ، مگر دل را تو عاشق نکردی؟ مگر تو وجودم را ویرانه نکرده ای؟؟ پس چرا سو ختنم را به پای این جدایی میگذاری؟؟؟

صحرا
صحرا

احمـــــــــقــــانه است... روزهـــــــــــــایم بی تـــــــــــو... بی بهــــــــــــــانه پـــــــــــــوچ میشـــَـــــــوَند... دیــــــــــوانه واااار میخـــــــندم ...!!!. به خــــــــــــــــــودم .... بــــــــــــه روزگارم .... به ،ته سیــــــــــــــگارهایِ تلمـــــــبار شده و... میــــــــــــــگِریـــــَـــــــم!!! به یادِ همـــــــــــــــۀ دیــــــــروز هایِ با تـــــــــــو

صحرا
صحرا

یک نفر در همین نزدیکیها چیزی به وسعت ِ یک زندگـی برایت جا گذاشته است خیالت راحت باشد ... ... ... …آرام چشمــ ـهایت را ببند یکنفر برای همــه ی نگرانـیهایت بیدار است یکنفر کـه از همــه ی زیبایی های دنیا . . . تنها تو را باور دارد

صحرا
صحرا

تمام دنیــــــــــا هم که بگویند تو مال من نیستی بــــاز هم این دل زبان نفهــــــم بهانه ات را میگیــــــرد.

صحرا
صحرا

قوی ترین زن جهان هم که باشی... وقت هایی هست ... که دستی باید لمس ات کند... ... تنی ... تنت را داغ کند... و لبی... طعم لبت را بچشد ... مستقل ترین زن جهان هم که باشی... وقت هایی هست... که دلت پر میزند برای کسی که برسد و بخواهد... که آرام رانندگی کنی ... و شام ات را نخورده روی میز نگذاری و بروی... مسافرترین زن دنیا هم ... دست خطی می خواهد که بنویسد برایش... " زود برگرد "...

صحرا
صحرا

گرد و خاک تنم را که بتکانی وزن سال های بی کسی ام که بریزد تازه جسم نحیف تنهایی ام تمام آنچه نداشته ام را به رخت خواهد کشید... مرا پر کن من خالی از توام

صحرا
صحرا

تو همیشه ابتدای من بوده ای سر آغازِ تمام ِشروع هایِ دوباره ام؛ من ... خودم را بغض هایم را دردهایم را دلتنگی هایم را تلخی ها و کابوس هایم را و هر آنچه مرا از من دور کرده است به مدد دستهای تو کنار زده ام و از نو آغاز کرده ام دلم گریستن میخواهد و ...سکوت! و تو را که نگفته همه چیز را میدانی...

صحرا
صحرا

هنوز هم منو به اسم تو قسم میدن...... میبینی؟ تنها من نیستم كه رفتنت رو باور ندارم

صحرا
صحرا

دل من تنها بود ، دل من هرزه نبود ... دل من عادت داشت،كه بماند يك جا...به كجا؟معلوم است ، به در خانه تو!دل من عادت داشت ، كه بماند آن جا ، پشت يك پرده توري كه تو هر روز آن را كناري بزني...دل من ساكن ديوار و دري ، كه تو هر روز از آن مي گذري

صحرا
صحرا

فلسفه الاكلنگ اثبات بزرگي كسي است كه فرو مينشيند تا ديگري پرواز را تجربه كند .

صحرا
صحرا

رفتن دلیل نبودن نیست در آسمان تو پرواز می كنم عصرى غمگین و غروبی غمگین تر در پیش من بیزار از خود و كرده خویش دل نامهربانم را بر دوش می كشم تا آن سوى مرزهاى انزوا پنهانش كنم در اوج نیزار هاى پشیمانی و به ابرهاى سیاه سرگردان كه با من از یك طایفه اند سلام می گویم تو باور نكن اما من عاشقم