صحرا
روزی اگر نبودم تنها آرزوی ساده ام این است که زیر لب بگویی:"یادش بخیر"
صحرا
شلاق بردار ...دوستت دارمی بگو ...جنگل وحشی درونم را رام کن !
صحرا
تو ...یکی نبودِ کدام قصّۀ عشقی که پایت را از خیال من بیرون نمی گـــــــــــــذاری ؟!
صحرا
اینجا عشق قندیل می بندد با این واژه های یخ زده نگفته بودی دمای نبودنت زیر صفر است
صحرا
نمی دانم دل من نازك است یا چشمان تو تیز هرگاه نگاه به تو می دوزم بند دلم پاره می شود
صحرا
چشمهایت به تنهایی شهرزادِ قصههای هزار و یک شب است. برایم لالایی نخوان دیگر!
صحرا
گفته بودم آنها كه می مانند همیشه یك روز رفته اند تا امروز مانده اند... گفته بودم می خواهم از سقف هاى بلند چراغ هاى بلند بیاویزم... گفته بودم می روم براى پیدا كردن خوشبختی... و حالا برگشته ام بعد از ماه ها و روزها تلاش... بعد از خستگی ها... اشك ها ... دلتنگی ها...
صحرا
تو سكوت می كنی فریاد زمانم را نمی شنوي ! یك روز من سكوت خواهم كرد ! تو آن روز براي اولین بار مفهوم "دیر شدن " را خواهی فهمید !!
صحرا
به حرمـــــت نان و نمكی كه با هم خوردیم نــــــــان را تو ببر كه راهـــــــــت بلند است و طاقتــــــــــت كوتاه! نمــــــــــك را بگذار براي من می خواهم این زخم همیشــــــــــه تازه بمانـــــــد
صحرا
و كسی می گوید: سر خود بالا كن به بلندا بنگر به بلنداى عظیم به افق هاى پر از نور امید و خودت خواهی دید و خودت خواهی یافت خانه دوست كجاست خانه دوست در آن عرش خداست خانه دوست در آن قلب پر از نور خداست و فقط دوست خداست ...
صحرا
چشمانم را مي بندم تو مي آيي همه جا تاريک است من تو را ميان تاريکي پيدا مي کنم... چشمانم را مي گشايم تو گم مي شوي. کاش چشمانم هميشه بسته بود
صحرا
من اين روزها صداى ثانيه ثانيه فراموش شدنم را مى شنوم...
صحرا
اینكه چقدر از آن روزها گذشته... یا اینكه چقدر هر دویمان عوض شدیم یا این كه هر كداممان كجاى دنیا افتاده ایم اصلا مهم نیست!... باران كه ببارد هر وقتی كه می خواهد باشد دل هایمان هواى هم را می كند
صحرا
نیازى به انتقام نیست... فقط منتظر بمان... آنها كه آزارت می دهند ، سرانجام به خود آسیب می زنند و اگر بخت مدد كند ، خداوند اجازه می دهد تماشاگرشان باشی.
صحرا
زن طراوت زندگییست وقتی یك " زن " دیوانـــه وار با تــو بحــث می كنه خوشــــحال باش چون "ســـــكوت" یك زن نشانه پایان توســـت .....!