سالومه( دوست عشق خاندان)
اشک بهترین پدیده ی دنیاست ولی تا زیباترین چیزهارو از آدم نگیره خودشو نشون نمیده...
سالومه( دوست عشق خاندان)
این روزها چقدر احساس میکنم شبیه سکوتم ! با کوچکترین حرفی میشکنم .....
سالومه( دوست عشق خاندان)
در زندگی لحظاتی پیش می آید که انسان نه کسی را دوست دارد و نه دلش می خواهد کسی او را دوست داشته باشد...!!!!
سالومه( دوست عشق خاندان)
حال من خــــرابُ مبهمه ...
سالومه( دوست عشق خاندان)
گاهی لحظه های سکوت پرهیاهو ترین دقایق زندگی هستند مملو از آنـچه می خواهیم بگوییم ولی نمی توانیم بگوییم …
سالومه( دوست عشق خاندان)
روحــم مـی خواهد برود یک گوشه بنشیند؛ پشتش را بکند به دنیــا؛ پاهایش را بغـل کند و بلند بلند بگوید : من دیگر بــازی نمی کنم خستــه ام ...
سالومه( دوست عشق خاندان)
فرق آنچه من می گویم با تو این است که :در برهوت ذهن من آب می کارم و درخت روان می سازم! من نمی ترسم اگر باران بتابد و خورشید ببارد من در دشت قایق می رانم و در برکه اسب می دوانم! من جنگلی آبی میکشم مملو از رودهای سبز و آرزو می کنم آرزو می کنم که خدا کند دگر کسی آزادی بادبادک را برای دقیقهای سرخوشی به سرِ انگشتِ بازی گره نزند...
سالومه( دوست عشق خاندان)
آری معصومیت کودکیهایم گم شده است، اما من هنوز هم همان کودک عاشقم و ساده دل! و همچنان در انتظار.... در انتظار ظهور آن لحظه رویایی ... من اینجا تنها ماندم! خدایا مرا به بغضی که از تو میشکند بسپار...
سالومه( دوست عشق خاندان)
تو در قلبم گل یاسی !ترنم های احساسی! اگر سردم ؛اگر مجموعه ی دردم؛ اگر پاییز در چشمم غزل خوانده،تمام ذهن پاکت در دلم مانده...
سالومه( دوست عشق خاندان)
اگر گاهی ندانسته به احساس تو خندیدم و یا از روی خودخواهی فقط خود را پسندیدم ؛اگر از دست من در خلوت خود گریه كردی؛ اگر بد كردم و هرگز به روی خود نیاوردی ؛اگر زخمی كشیدی تو گاهی از زبان من ؛اگر رنجیده خاطر گشتی از لحن بیان من... گناهم را ببخش .... حلالم کن...!!!
سالومه( دوست عشق خاندان)
• من حقیقت را دیده ام مثل آنچه با ذهنم ساخته بودم نیست .من آن را دیده ام و تصور زندگی کردن با آن روحم را برای همیشه تسخیر کرده است .اگر یک روز٬ یک ساعت ناگهان همه چیز به یک چیز تبدیل شود برترین آنها مهرورزیدن است...
سالومه( دوست عشق خاندان)
زلال که باشی دیگران سنگ های کف رود خانه ات را می بینند ...! بر می دارند و نشانه می روند درست سوی خودت....
اشک همدمی است که با درد های تو شریک شده است؟
14 سال و 3 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 54 دقيقه قبل