حافظ
یاد باد آنکه سرِ کوی ِ تواَم منزل بود / دیده را روشنی از خآک دردت حاصل بود . . .
نیلـツــو
نزدیک ورودی منتظر سرویس دانشگاه بودیم / یه آقایی با یه کلاه نَمدی و یه کیسه زیر دستش اومد نزدیکم و گفت دخترم شما شیفت ظهری یا صبح ؟! گفتم چطور پدر جان ؟! گفت دخترم از صبح رفته اینجا هنوز نیومده ! راهنماییش کردم نگهبانی : ))
مـن
13 سال و 2 ماه و 12 روز و 54 دقيقه قبلاعتـماد به نفس
نـدارم . . . .