آدمـی نیستـم کـه خـودم ُ وارد یـه سری ریـز مسائل کنـم و شـدیدا به این جـمله اعتقاد دارم که سری که #درد نمیکنه دستمال نمیبندند / ولـی امروز اتـفاقی برام افتاد که واقعا نمـیدونم باید چی بگم .. / جامعـه ما داره به سمت چـه روشنفکری ای پیش میـره ؟ که مـدعی #روشنفکـری به منـی کـه #10 ساله #چـادر رو به عنـوان پـوشش خودم انتخاب کـردم برچسب اُمـل و #دِهـاتی و هـزاری چیـز دیگـه بزنه ؟و اصلا اسـم چـادر که میـاد یه سـری افعال و #توصیفات باهاش ناخـودآگاه ردیـف بشـه , تا حـالا باید میگفتیم نــه آقــا ! حـالا باید بگیـم نـه #خــانوم من با همیـن پـوششم فردی هستـم کآملا #اجتماعـی , با اطرافیانم بسیـار صمیمی , وحـی هم نازل نشـده دوستام همه چـادری باشن و .. و بعنوان یه دهـه هفتـادی خـوب سر از الفبای ِ روشنفکـری در میـارم ../ تـا تظاهـر و قضاوت نابجـا و توهم عـلامه دهـر بودن تـو جامعه ما هست ایـن مشـکل و هـزاری مشـکل دیگـه هـم #هـست . . . /
مـن بچـه که بـودم یه اُردک داشتـم / بعـد روزا محـکم از گردن این بیچـاره میگرفتم و تکون تکون میدادم که پرواز کنه / از پنجره اتاقم پرتش میکردم پایین کـه یـادش بدم پـرواز ُ / یه روز کـه دیـدم فایده نـداره تلاشم ! محکـم کوبونـدمش بیچـاره رو به دیوار ! صـاف سُـر خـورد اومـد پـایین و مــُــرد /
داغ مرا تازه تر کن / برشکن و زیر و زبر کن / بلبل پر بسته ز کنج قفس درآ / نغمه آزاردی نوع بشر سرا / وز نفسی عرصه این خاک توده را پر شرر کن / ظلم ظالم جور صیاد / آشیانم داده بر باد / ای خدا ای فلک ای طبیعت / شام تاریک ما را سحر کن / نو بهارست گل به بار است / ابر چشمم ژاله وار است / این قفس چون دلم تنگ و تار است/ شعله فکن در قفس ای آهِ آتشین / دست طبیعت گل عمر مرا مچین/ مرغ بی دل شرح هجران مختصر مختصر کن . . .
مـن
13 سال و 2 ماه و 12 روز و 8 ساعت قبلاعتـماد به نفس
نـدارم . . . .