من علیرضا هستم
برگ آخر درخت خشکید......... خیس گریه آلبوم من....
من علیرضا هستم
چه حال عجیبی دارم ... نمیدانم ... شاید جرقه ی کوچک نگفته هایم می خواهد بزرگترین انفجار شود ...
من علیرضا هستم
باز هم پاییز .پاییز درراه است........
من علیرضا هستم
" بگذار چیزی باشم ... اگر نمی توانم همیشه مال تو باشم اجازه بده گاهی ، زمانی از آن تو باشم و اگر نمیتوانم گاهی ، زمانی از آن تو باشم بگذار هروقت که تو می گویی کنار تو باشم و اگر نمیتوانم دوست خوب و پاک تو باشم اجازه بده دوست پست و کثیف تو باشم و اگر نمیتوانم عشق راستین تو باشم بگذار باعث سرگرمی تو باشم اما مرا اینطوری ترک نکن بگذار در زندگی تو دست کم چیزی باشم ... "
من علیرضا هستم
گفتم دوستت دارم عزیزم...........ببخشید چیزی گفتی ....او را دوست داری؟..
من علیرضا هستم
ببین که هنوز قلبم می تپد نفس می کشم پرواز کن برای بودن ماندن عشق
من علیرضا هستم
چرا پناه این لحظه هایم نیستی؟
من علیرضا هستم
.............................
من علیرضا هستم
رابطه با تو رابطه با خورشيد است از دور می نوازی می کشی از نزديک!!!
من علیرضا هستم
فغان را جوهر کن و فریاد را بنویس... دل به دریا بزن و رویا را بنویس... خود خود باش و حاشاتر بنویس... تو فقط بنویس!
من علیرضا هستم
به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ...
من علیرضا هستم
به دوشت می کشم. بنشین و نظاره کن
من علیرضا هستم
دوستم داشته باش ، عطر ها در راهند ، دوستت دارم ها آه چه کوتاهند
من علیرضا هستم
باز هم باران آمد.............برایم بخوان که تشنه شنیدنم...