من علیرضا هستم
هی لعنتی .....از پشت خنجر می زنی ....... تو که خجالتی نبودی ؟.....
من علیرضا هستم
مدتهاست مجازی میخندیم... مجازی شادیم... مجازی عاشق میشیم... مجازی همدیگه رو دلداری میدیم... امــــــا.............. ... . . . واقعی تنهاییم! واقعی درد میکشیم! واقعی از عشقهای مجازی لطمه میبینیم.....
من علیرضا هستم
کی باید این سکوت را بشکنم؟ همه جا بوی خزه های فراموش شده را می دهد چرا خستگی را ازتن کلماتم نمی تکانی؟!!! دلم گاهی نمی تپد....!!!
من علیرضا هستم
به بازار سیاه رفتم برای خریدن عشق ولی در ابتدای ورودم بر روی كاغذی خواندم ............. در غرفه هوس بازان عشق را به حراج گذاشته اند به قیمت نابودی پاك بازان
من علیرضا هستم
داغِ كه داري امشب؟ اي دل بارانی......«زمانيست كه از كلمات خستهام / گروه گروه هجوم ميآورند / مينشينند در سرم / مثل دسته پرندگان بر سر درختي... يك پرنده خاموش اما / نه ميترسد / نه ميرود / نه آوازش را ميخواند»*..................
من علیرضا هستم
خدایا دلگشایی !چه بود که برین خسته دلم ببخشایی؟(چی میشه که....منو ببخشی ) واز رحمت خود دری برمن گشایی؟....
من علیرضا هستم
ثانیه ها هم حالا می ساید مرا....
من علیرضا هستم
رفتی اما رنگ چشمات توی یاد دریا مونده ....
من علیرضا هستم
شهرها درهم می شکند
و زمین قطاریست که غبار می برد
تنها عشق می داند
که با این گستره چگونه در آمیزد !