من علیرضا هستم
می شود کمی هم برایی من حرف بزنی ؟سه نقطه هایم را به پای تردید یا حرف های نگفته نگذار . حالا بی تردید حرف هایم را می گویم ٬ حالا که باورم شده صبور ترین نگاه دنیا کنار چشم های من خانه دارد .
من علیرضا هستم
بن بست عجیبی ست...... امنیت عجیبی دارد این چهاردیواری . راه نفوذی نیست
من علیرضا هستم
بانوی بارانی من.....برای سرزمین غمگین غصه هایت . مرد باش و در این برهوت بی باران دستی بر سر این جهان بکش نفس تو را کم دارد ٬ شکوفه های خشکیده ی این صحرا .
من علیرضا هستم
باران های پشت این پنجره یک روز مرا خواهد کشت . گفتم که بدانی ...
من علیرضا هستم
لبخند میزنم که بدانی هنوز برای جملههایت هوش و حواس دارم. .......................
من علیرضا هستم
تمام دنیای من ، همین دل است که دلیل اول و آخر زندگی است . حتی در روزگار فراموشی دل .
من علیرضا هستم
سکوتم شبیه کبوتر غمگینی است که مینشیند روی شانههایت. دلش به پریدن نیست اما تکان شانههای تو میترساندش. میپرد ٬ میرود اما زود دلش تنگ میشود برای گرمای شانههای تو.
من علیرضا هستم
زخمی عمیق بر پهلویم است، روزگار نمک می پاشد و من پیچ و تاب می خورم و همگان گمان می کنند که من مستم و می رقصم
من علیرضا هستم
آخ عشقم چه زيبا اجرا ميكني...خط به خطه تمام گفته هايم را...خواسته هايم را...منتها براي ديگري!
من علیرضا هستم
اخمــــــــــــــــــــ که میکنی، نه دست و نه دندان، فقط بوسه گره گشاست!
من علیرضا هستم
آلوچه نیست که بهش نمک بزنی، یا غذا نیست که بهش ناخونک بزنی ، یا رفیق نیست که بهش کلک بزنی ، عشق مقدسه باید جلوش زانو بزنی...
من علیرضا هستم
بی خیال چراغ قرمز قلبت... من اهل خطرم... بنگ... تصادف شد میان دستانمان.. پلیس را خبر نکن.. به جرم عاشقی هرچه خواستی جریمه ام کن...
من علیرضا هستم
هوای تو؛ از دود سیگارم هم مضر تر است… دود سیگار به سرفهام میاندازد، هوای تو به گریه ام
من علیرضا هستم
رابطه ما حتما مشکلی دارد مگر ممکن است دو نفر هر روز عاشق وعاشق تر از قبل شوند آن هم در این دور و زمانه؟؟؟