دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

من علیرضا هستم

من علیرضا هستم
مرد - مجرد
امتیاز: 1752.4

دنبال‌شدگان

(34 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(139 کاربر)

گروه‌ها

(5 گروه)

بازدید

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

به دل نمیگیرم تمام این بی تفاوتیها را وقتی دلم برای توست...

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

وقتی کسی تو را عاشقانـــــــه دوست دارد شیوه ی بیــان اســم تـو در صدای او متفاوت است ... ... ... ... ... ... ...و تــــو می دانی که نامت در لبهـای او ایمن است..

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

باید پای این قلم را قلم بکنم ..... تا حواسم پرت می شود ....... نام تو را بر تن کاغذ رزه می رود

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

من سراپا زخمَم اینقدرنگاهترا رویِ من نپاش...!

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

حیف نون تو اتوبوس کبریت می خواسته، به بغل دستیش می گه: - اسمت چیه؟ - همایون. - به به، شغلت چیه؟ - زنبوردار. - به به، کجا می ری؟ - اهواز. - عجب جایی! کبریت داری؟ - نه. - نه و نکمه! با اون اسمت، مردک پشه باز، تو این گرما سگ می ره اهواز که تو می رى؟

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

تو اتوبوس از رو صندلی پا شدم جامو بدم یه پیرمرده میگه پا شدی من بشینم؟ پـَـ نـَـ پـَـ پا شدم با میله های اتوبوس استریپ تیز برقصم شما مسافرا تا مقصد حال کنین!!!!

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

رفتم پیتزایی میگم دو تا مینی لطفا , میگه مینی پیتزا ؟ پـَـ نـَـ پـَـ دو تا مینی بوس بده با سس سفید!!!

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

به بابام می گم برو تو حموم و نگا کن سوسک نباشه .. میگه دکککی .. می ترسی؟؟؟ پـَـ نـَـ پـَـ با احساساتم بازی کرده نمی خوام ریختشو ببینم

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

خانومه وايساده بود جلوي پله برقي نميرفت روش. دوستم ميگه يعني ميترسه؟ پـَـَـ نــه پـَـَـــ مونده با پاي چپ بره ثواب داره يا با پاي راست.……………

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

به خنده های خودم مشکوکم.....

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

انکار نمی‌کنم. کمی بی‌حوصله‌ام امروز. کمی خستگی انباشته شده روی شانه‌هایم نشسته و کمی حرف نامرتب در دلم خانه کرده. باید فرصتی بگذارم و مرتبشان کنم. دستی به سر و گوش این خستگی بکشم و باز سبکبار بخندم. انکار نمی‌کنم. کمی بی‌حوصله‌ام و این بی‌حوصلگی حساسم می‌کند به دور بودنت٬ بی‌خبر رفتن و بی‌خبرماندنم... قول می‌دهم این خستگی که دور شد و این حرفهای نامرتب که ردیف شد٬ باز لبخند بزنم و باز حرفم این باشد که... به دیدارت بیایم....

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

مرا با دنیا کاری نیست وقتی هر لحظه با پرسش ساده‌ای دلم را غافلگیر می‌کنی که٬ خوبی؟ و من چه مردخوشبختی هستم در پاسخش که می‌توانم لبخند بزنم و با آرامش بگویم٬ خوبم خوب... تو خوبی؟ و تکرار سادهٔ همین پرسش مرا می‌رساند به یک حس عمیق. حسی از جنس امنیت. مرا با دنیا کاری نیست وقتی حصار قلبت را محکم می‌کنی و در این دژ استوار حالِ دلم - حالِ دلت خوب است....

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

بانوی باران....تو را و تمامی تو را تمامی واژه های رها شده ات را آن نگاه محکم و صبور آن نجابت نهفته در صدایت و خستگی هایت را دلهره های پریشانِ شد یا نشدهایت را٬ همه را جایی در دلم جا می دهم امن ترین جای دلم....

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

بیا .......غریبی نکن.....برای هیچ کس نخواهم نوشت.....من فقط تو را می جویم....

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

یک اعتراف ساده٬ پیش تو بیشتر از همیشه خودم را دوست دارم ...